تبليغاتX
گفت خانه اش در قدمهایش است و سفر هایش و اگر یک جا بماند می میرد یادداشت های یک فیلسوف مشوش


پرسشنامه دانش‌سنجي، نيازسنجي و ايده‌آل‌سنجي نسبت به فضاي مجازي دانشگاهي از طرف موسسه مطالعات آمريكاي شمالي و اروپاي دانشگاه تهران و پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوري، با هدف بررسي سطح شناخت، نيازها و ايده‌آل‌هاي دانشگاهيان، اعم از استادان، دانشجويان و فارغ‌التحصيلان، در رابطه با فضاي مجازي طراحي شده‌است. اين پژوهش محصول کار جمعي محققين دانشگاه تهران مي‌باشد که با نگاهي کاملا کاربردي طراحي شده‌است و اميد مي‌رود که بازتاب گسترده‌اي بر ساخت "سازه‌‌ي مجازي دانشگاهي"  ايران داشته باشد.

 همکاري شما در پاسخ‌گويي دقيق و انعکاس ايده‌هايتان، نتايج مثبتي در طراحي فضاي دانشگاهي مجازي در فضاي ايراني خواهد داشت.

برای پر کردن پرسشنامه اینجا کلیک کنید!

http://www.academia.ir/main/questionnarie.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 15:20  توسط الهام عبادتی  | 



این خبر مربوط به :شنبه اول اردیبهشت 1386 - 3 ربيع االثانی 1428 - 21 آوريل 2007 - سال شصت و چهارم -شماره 18780 روزنامه کیهان می باشد .

اروپا خواستار مذاكره شد اعتراف آژانس انرژي اتمي به آغاز غني سازي صنعتي در ايران
در پي اعتراف آژانس بين المللي انرژي اتمي به آغاز غني سازي صنعتي در ايران، اروپايي ها خواستار مذاكره با تهران شدند.
به گزارش خبرگزاري هاي غربي، آژانس بين المللي انرژي اتمي در نامه اي محرمانه تاييد كرد كه ايران غني سازي اورانيوم در سطح صنعتي در نطنز را آغاز كرده است.
در اين نامه يك صفحه اي كه به امضاي «اولي هاينونن»، مدير كل آژانس رسيده، تاكيد شده است كه ايران ظرف دو ماه گذشته توانايي هاي خود را در زمينه غني سازي اورانيوم دوبرابر كرده است.در نامه مذكور همچنين تصريح شده كه ايراني ها تا ماه آينده 18مجموعه 164تايي (حدود 3000) سانتريفيوژ را در نطنز راه اندازي خواهند كرد.
خبرگزاري هاي رويترز، يونايتد پرس و فرانسه ضمن مخابره خبر فوق در روز چهارشنبه تلاش كردند تا ورود ايران به مرحله غني سازي صنعتي اورانيوم را نشانه ادامه بي اعتنايي هاي اين كشور به قطعنامه هاي غيرقانوني شوراي امنيت قلمداد كنند.
اين تلاش خبرگزاري هاي فوق در شرايطي است كه تا پيش از تاييد آژانس مبني بر ورود ايران به مرحله غني سازي صنعتي، آمريكا و چند كشور اروپايي به همراه رسانه هاي خود خبر موفقيت جمهوري اسلامي ايران در بعد صنعتي را يك بلوف دانسته و در آن تشكيك كرده بودند اما روزنامه «كامرسانت» روسيه در شماره اخير خود نوشت: اكنون روشن شد كه هيچ بلوفي در كار نبوده و ايران به راستي داراي توانايي غني سازي صنعتي اورانيوم شده است.
اين روزنامه روسي افزود: انتشار سند داخلي آژانس، شك و ترديدهاي اخير در خصوص وارد شدن ايران به مرحله غني سازي صنعتي كه بشدت در رسانه هاي گروهي جهان مورد بحث قرار داشت را از بين برد. اين اظهارنظر آژانس بين المللي انرژي اتمي پرونده هسته اي ايران را وارد مرحله تازه اي مي كند.
به نوشته اين روزنامه، در اين بين روسيه در موقعيت دشواري قرار مي گيرد، چرا كه اعلام اخير مقامات ايراني مبني بر وارد شدن اين كشور به جمع كشورهاي داراي توانايي غني سازي صنعتي اورانيوم را باور نكرده و در خصوص صحت ادعاي ايران از آژانس بين المللي انرژي اتمي استعلام نموده بود. اكنون روشن شد كه هيچ بلوفي در كار نبوده و ايران براستي داراي چنين توانايي شده است.

 

نگاه نقطه ای:"ریز است و قدرت وصل کردن متغییرها به یکدیگر را ندارد."

در فرآیند تحلیل یک متن یا روایت اگر فضا کوچک و بدون انعطاف باشد به صورت نقطه ایی نگاه شده است.

تحلیل این خبر از انرژی هسته ایی ایران با نگاه نقطه ای می تواند به گونه ای باشد که تنها به بحث انرژی هسته ایی در یک زمینه با بعد مثبت یا منفی نگاه کند.در این نگاه بدون توجه به ادامه و یا گذشته و حال(سابقه این خبر)به تحلیل مقطعی آن پرداخته شود؛ در این شرایط با نگاه به قسمت خالی لیوان نقد بحث انرژی هسته ای ایران را به پیش می کشد.

اگر ایران با توجه به پیامدهای غنی سازی اورانیوم روند این کار را متوقف می ساخت به این نقطه از جایگاهی که اکنون قرار دارد نمی رسید.

نگاه خطی: " مقداری عمیق تر با انعطاف پذیری بیشتر و به همراه تحلیل متغییرها به صورت خطی "

در نگاه خطی در فرآیند تحلیل این خبر همانند همان نگاه نقطه ایی عمل می کند و با مدد کمی انعطاف و مسیر مشخص در یک روند خطی که ببیشتر شبیه به روندی تاریخی است حرکت می کند اما با حضور در گسنره ارتباطات و جایگاه تحلیل در فضای فلسفی رسانه ای جمعی امکان درک تغییرات و پیشرفتها وجود دارد.

با اين نگاه آغاز غني سازي به نوعي با مطرح شدن قدرت هسته اي ايران به واكنش اروپاييان انجاميده است به نوعي كه خواستار مذاكره با ايران شده اند.

 

 

نگاه سطحی:" بزرگتر از جریان خطی ذهن است و به آنچه در سطح اتفاق می افتد توجه و بیان می شود. "

نگاه سطحی که آميخته ای  از نگاه خطی و نقطه ای است اما تنها به  آنچه هست  توجه می شود و به کذشته وآینده ماجرا توجهی نمی شود.

در يك نگاه سطحي به اين پرونده مي توان به برداشت عامه مردم از اين قضيه پي برد چيزي كه تحت عنوان يك ايدئولوژي خاص از رسانه ها ي متعدد ايران بازتوليد شده و در اختيار مخاطبان قرار مي گيرد.

جمله "انرژي هسته اي حق مسلم ماست" همان رويكرد غالب رسانه هاي ايران است كه در نهايت سبب القاي اين موضوع بدون در نظر گرفتن پيامدهاي آن براي مخاطبان ايراني خواهد شد.

نگاه حجمی:" توجه به حجم ابعاد مختلف است و عمق در حجم درک می شود ولی در سطح و کمی فراتر می رویم، این روند به فلسفه رسانه نزدیک تراست."

در نگاه حجمی که کمی معقول تر از نگاه های دیگر است به داشتن نگاهی انعطاف پذیر و پذیرش حضور زمان در این خبر می توان با استفاده خبرها و گزارش های روزانه رسانه ها در باب این جریان به همراه مطالعه ی اخبار با دیدگاههای گوناگون و حتی تحلیل های متفاوت با نگاهی حجمی این خبر را تحلیل کرد، شاید نویسنده خبر نیز به مطلب نگاهی حجمی داشته است.

در مورد خبر مذكور با توجه به اين ديدگاه مي توان گفت كه اگر چه ايران خود را به عنوان يك كشور هسته اي معرفي كرده  ولي تا قبل از اين حادثه جامعه جهاني ان را به رسميت نشناخته بود كه با وجود نامه فوق اين مسئله براي همگان آشكار مي شود.لذا اجماعي جهان عليه ايران صورت مي پذيرد مبني بر اينكه اولا ايران داراي قدرت هسته اي است و ثانيا  نسبت به قطعنامه ها بي اعتنا بوده است.نكته ديگر تلاش رسانه هاي غربي در نشان دادن بي قدرتي ايران است كه پس از اين نامه دچار چالشي اساسي مي گردد.با همه اين تفاسير آن چه كه از خبر بر مي آيد اين است كه ايران تصميم قاطع بر سر انرژي هسته اي دارد و از طريق رسانه هاي داخلي خود قصد جمع آوري اجماع مردمي دارد.بنابر اين در ادامه اين جريان بايد منتظر اتفاقاتي همچون اعمال تحريم و واكنش عليه ايران بود و اينكه اين تحريم ها چه بازتابي در ايران خواهد داشت.

نگاه فرا حجمی:" عمیق تر از نگاه حجمی است،حجم اتفاق افتاده در ریشه هایش را در نقاط دیگر که چرااتفاق افتاده است بازنگری می کند و با درنظر گرفتن زمان به چراها می پردازد."

این تحلیل با نگاهی به گذشته،حال و آینده بخش عظیمی از گستره ارتباطی را در برمی گیرد.نگاه و تحلیلی عمیق و جامع  ارائه می دهد.

در بررسي اتفاق مذكور  بايد حوادث گسترده اي را كه در پس غني سازي اورانيوم صورت خواهد گرفت بررسي كرده و در نهايت با توجه ريشه ها ي تاريخي اين مسئله به تفسري جامع رسيد.

نكته قابل تامل اين است كه چنانچه ايران بخواهد بر سر اين موضوع پافشاري كند در حاليكه اروپا و آمريكا ايران را تحريم كنند آيا دولتمردان ايراني قادر خواهند بود تا نابساماني هاي داخلي ايران را حل و فصل كنند؟

آيا با سر لوحه قرار دادن اين نوع ديپلماسي دولت قادر خواهد بود ايدئولوژي خود را از طريق رسانه هايش بازتوليد كند يا خير؟

 

 

اين در حالي است كه قضيه انرژي اتمي سالها پيش و از زمان دولت هاشمي رفسنجاني به صورت كاملا محرمانه و زير زميني دنبال شده بود  و سوال  مهم اين است كه چرا در آن زمان از مردم حمايتي خواسته نشد!

نكته ديگر برخورد اروپا و امريكا با اين مسئله است.تجربه تاريخي كشوري  امريكا نشان داده كه آنها از مواضع خود كوتاه نخواهند آمد و با اين ديد كه ايران جزء محور شرارت محسوب مي شود در جهت از بين بردن منافع ايران در داخل كشورهاي مختلف سعي خواهند كرد و يا اينكه گزينه حمله به تجهيزات هسته اي را در دستور كار خود قرار خواهند داد.لذا به نظر مي آيد بايد از دولت پرسيد كه چرا ديپلماسي تنش زدايي به ديپلماسي تنش زايي تبديل شد و آيا دولت قادر است هزينه هاي اين سياست خود را بپردازد يا خير؟

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:32  توسط الهام عبادتی  | 



به دنبال خريداري شركت تبليغاتي دوبل كليك از سوي گوگل، ياهو نيز براي توسعه‌ي تبليغات آنلاين خود شركت تبليغاتي رايت مديا را خريداري مي‌كند.ياهو با خريدن باقي سهام شركت تبليغاتي رايت مديا به ميزان ‌٦٨٠ ميليون دلار، اين شركت را خريداري خواهد كرد.بر اساس اين گزارش اين موتور جست‌وجوي اينترنتي در اكتبر گذشته، ‌٢٠ درصد از سهام رايت مديا را به ميزان ‌٤٥ ميليون دلار خريداري كرد و اكنون قصد دارد ‌٨٠ درصد باقي سهام اين شركت را خريداري كند تا بازار تبليغات خود را فراتر از سايت‌هاي متعلق به خود افزايش دهد. رايت مديا كه در سال ‌٢٠٠٣ با سرمايه‌گذاري از سوي ياهو و شركت‌هاي ديگر تاسيس شد به آگهي دهندگان و فروشندگان فضاي تبليغات بازاريابي فوري براي خريد و فروش نمايش تبليغات در وب سايت‌ها را عرضه مي‌كند. اين اقدام ياهو در پي خريداري شركت دوبل كليك به مبلغ ‌١/٣ ميليارد دلار از سوي گوگل در ماه گذشته و به منظور تحكيم بخش تبليغات آنلاين،‌ صورت مي‌گيرد

تبلغات آن لاین چیست؟

امروزه تبلیغ در اینترنت، در تمام بودجه های تبلیغات در تجارت در سرتاسر جهان جای خود را به صورت یک عنوان مستقل باز کرده است. بنرها یکی از راههای آگاهی دادن به مشتریان درباره سایت و افزایش ترافیک آن به شمار می رود. بنرها بر روی سایتهایی قرار می گیرند که احتمالاً مخاطبان بازار هدف به آن جاها رفت و آمد دارد، و بدین ترتیب مخاطبان این بازار ترغیب می شود که کلیک کرده به دیدن سایت بشتابند!
در اینترنت فضاهای تبلیغاتی بسیار متفاوتی وجود دارد. بنرهای تبلیغاتی را می توان بر روی موتورهای جستجو، سایت های پر محتوا، سایتهای تبلیغاتی، و مجلات آنلاین قرار دارد که مزایای چندی را در بر دارد:
پاسخ به این تبلیغات را می توان ظرف یک روز با نرم افزار تحلیل ترافیک وب سنجید.
مقدار اطلاعاتی که در صورت بازدید از سایت قابل ارائه است، بسیار فراتر از اطلاعاتی است که میتوان با یک مبارزه تبلیغاتی سنتی ارائه نمود.
هزینه ایجاد و پیشبرد مبارزه تبلیغاتی به صورت آنلاین بسیار کمتر از رسانههای سنتی است.
پیش از این تبلیغات به طور سنتی توسط یک بنگاه است.
پیش از این تبلیغات به طور سنتی توسط یک بنگاه روابط عمومی یا شرکت تبلیغاتی که به نحوی در ارتباط با بازاریابی بودند، صورت می گرفت. بنگاههای روابط عمومی یا تبلیغاتی مسئول ایجاد تبلیغات تلویزیونی، رادیویی و چاپی برای حرفه مورد نظر بودند. آنها با رسانهها تماس می گرفتند، و پس از مرور انتشارات مناسب، روز شمارهای ویراستاری، قیمتها، و تخفیفهایی که به دلیل استفاده کمتر می توانستند بگیرند، برنامه تبلیغاتی را خریداری می کردند. سپس تبلیغات تدریجاً و در طول دوره مبارزه تبلیغاتی منتشر، و در نهایت در معرض دید عموم قرار می گرفت. پس از پایان مبارزه تبلیغاتی، بنگاه روابط عمومی یا شرکت تبلیغاتی میزان موفقیت چنین مبارزهای را برای بازاریابی مورد سنجش و ارزیابی قرار می داد. اگر هدف تنها فروش
x
تعداد از فلان جنس بود، چنین ارزیابی بسیار ساده بود؛ لیکن اگر می خواستیم با تبلیغات خود در مردم آگاهی نسبت به مارک خویش به وجود آوریم، آن وقت کار ارزیابی بسیار دشوارتر می شد.
امروزه، بنرهای تبلیغاتی طی مدت بسیار کوتاهتری بوجود می آیند، و به سرعت بر روی وب سایت قرار می گیرند. نرم افزار ترافیک وب می تواند روز بعد به شما بگوید که بنر تبلیغاتی درست کار می کند یا نه؛ این کار با ردگیری تعداد بازدید کنندگانی که با کلیک کردن بر روی آنها به شما رسیدهاند، صورت می گیرد. بدین ترتیب این فرصت را خواهید داشت که سایت را که روی آن تبلیغ می کنید تغییر دهید، یا بنر تبلیغاتی را عوض کنید، و ببینید قادر خواهد بود جمعیت بیشتری را به خود جلب کند یا خیر.

سیستم تبلیغات آن لاین TABLIQ.Com این امكان را فراهم آورده است كه آگهی دهنده خدمات یا محصولات خود را در صفحات پربیننده سایتها به مخاطبان معرفی كند. در این نوع آگهی*(Banner)* متون و تصاویر تبلیغاتی به صورت ثابت یا متحرك ، طراحی می‌شوند كه ابتدا اطلاعات اساسی و مهم را به مخاطب انتقال می‌دهند و سپس با كلیك روی آگهی، مخاطب را به سایت آگهی دهنده و یا صفحه مشخصات کالا هدایت می‌نمایند، كه در آنجا اطلاعات مشروح كالا یا خدمات عرضه می‌شود. تبلیغ
TABLIQ
آگهی های شما را در اندازه های استاندارد با طراحی زیبا و جذاب در سایتهای پر بیننده نمایش می دهد ، به نحوی که هر بار کاربران صفحه جدیدی را باز می کنند ، آگهی دیگری نمایش داده می شود. از ویژگیهای مهم این نوع تبلیغات، ارائه آمار و اطلاعات دقیق و امكان مدیریت آن میباشد و در هر لحظه می‌توانید، با وصل شدن به سایت تبلیغ، از روند نمایش و عملكرد تبلیغات خود آگاهی یابد و آنرا اداره و آمار کلیک ها روی آگهی را مشاهده نماید.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:3  توسط الهام عبادتی  | 



مقدمه

در يكي از نخستين و بهترين كتابهاي بعد از جنگ جهاني دوم درباره پادشاه هخامنشي كه به دست يك آمريكايي –ا.تاومستد-نوشته شده .نويسنده در فصلي به شاهنشاهي داريوش به اين مسئله اشاره مي كند كه آمريكايي آمريكايي فاتح جنگ جهاني مي بايست با شاه پارسي همدلي بيشتري نشان دهد تا با سرداران يوناني.اما حالا بعد از 50 سال از انتشار اين كتاب ساخت فيلمي مانند 300  نشان مي دهد كه قدرت هاي سياسي حهان همدلي زيادي با پارسيان دارند.مقاله زير روايت كوتاهي بر فيلم 300 است با استفاده از نشانه شناسي رمزگان ايدئولوژيك فني و نمادين فيلم تا در نهايت به روشن شدن پيام اصلي اين فيلم كمك كند.

فيلم شناسي سيصد

کارگردان:  زک اسنايدر

بازيگران : ژرارد باتلر درنقش پادشاه لئوناديس 

لنا هيدي درنقش ملکه گورگو 

روريگو سانتورو در نقش خشايارشاه 

دومينيک وست در نقش ترون 

موسيقي:  تايلر بيتس

فيلم بردار:  لري فونگ

شرکت پخش کننده:  برادران وارنر

زمان فيلم:  117 دقيقه

 

 

داستان فيلم 

300تخيلي بر گرفته از رمان کميک با همين عنوان ، نوشته "فرانک ميلر" (نويسنده داستان)   300شهر

گناه) مي باشد. اين فيلم توسط "زک اسنايدر" (Zack Snyder) کارگرداني شده است. اکثر صحنه هاي اين فيلم در استوديو و با پرده آبي فيلم برداري و سپس با جلوه هاي ويژه کامپيوتري بازسازي شده تا با اصل کتاب مطابقت کند. اين براي انتشار در نهم مارس 2007 آماده مي شود. موضوع فيلم حمله خشايار شاه با ارتشي بالغ بر يک ميليون نفر به يونان باستان است که با مقاومت يک گروه سيصد نفري مواجه مي شود.

فيلم 300 با وفاداري به کتاب کميک ، نوشته "فرانک ميلر" ساخته شده است که در آن کتاب پادشاه اسپارتي به نام "لئونيداس" با 300 سربازش در مقابل خشاريار شاه و ارتش يک ميليون نفري اش مي جنگد. اين حرکت "لئونيداس" يوناني ها را متحد مي کند تا در مقابل ارتش پارس ها متحد شوند. داستان بدون هيچگونه وفاداري به اصل داستان بر اساس نبرد معروف "ترموپيلا" نوشته شده است. در سرتاسر فيلم پارس ها تمدني بربرگونه ، بي فرهنگ و تشنه به خون نشان داده مي شوند. همچنين شخصيت خشايار شاه همانند يک پادشاه هندي و يک پادشاه بي تمدن نمايش داده مي شود.

رمزگان فني

فيلم سيصد همانطور كه گفته شد در يك استوديو و در پشت پرده آبي گرفته شده اسا.استفاده از جلوه ها و انيميشن هاي كامپيوتري در پايين تر سطح سبب شده تا مخاطب گاها فيلم را در سطح يك بازي كامپوتري ببيند.300 فيلم كشداري است كه ضعف داستان اش را با عربده هاي اسپارتي ها و به ويژه لئونيداس پر مي كند.

از آنجا كه اين فيلم قرار است ايراني ها را وحشي بي فرهنگ و بي متمدن نشان دهد سعي شده تا در طراحي چهره و لباس نيز اين عنصر در نظر گرفته شود.چهره لشگريان ايراني همگي غول پيكر و در نهايت اصرار زشت و وحشتناك !نشان داده شده است.از انجا كه همه مي دانند ايرانيان از نژاد ژرمني بوده اند بنابراين نشان دادن خشارياشا با هيبت يك سياه برزنگي حماقت كارگردان را نشان مي دهد.بنا  بر آن چه كه در تاريخ هردوت گفته شده است خشاريار شا مردي بلند بالا خوش چهره و خوش برخورد بوده است و اين دقيقا بر خلاف تصويري كه 300 قصد نشان دادن ان را دارد. او زماني كه قرار است با لئونيداس حرف بزند پايش را بروي كمر بردگان قرار مي دهد تا از جايگاه خود پايين بيايد. يك سوال اصلي ديگر از كارگردان فيلم اين است كه اين همه سياهپوست بين ايرانيان چه مي كنند!!!

از آن سودر طراحي چهره و لباس اسپارتي ها سعي شده تا از نگاهي شرقي استفاده شود.در بسياري از صحنه هالي فيلم كه لئونيداس سخنراني مي كند نگاهش به آسمان است تا وجه عرفاني و آسماني آن نشان داده شود!استفاده از رنگ هاي تيره و نورپردازي هاي سياه نيز در صحنه هايي كه ايرانيان حضور دارند در القاي پليدي آنان كمك مي كند.

 ايرانيان متمدن همچون غولان و اهريمنان تجسم شده‌اند. در اين فيلم، ارتش امپراتوری ايران به فرماندهی‌خشايار شاه، چونان ارتشی از شياطين تصوير شده و  چهره برخی  ازشخصيت‌هاي ايرانی فيلم، شباهتی به چهره يک انسان ندارد و بيشتر شبيه شخصيت های خونخوار فيلم‌های علمی - تخيلی است.

فيلم سيصد همچنين ايرانيان را افرادي وحشي، نادان، خونريز و غير متمدن و در مقابل يونانيان را افرادي غيور و دلاور معرفي مي‌کند.

 رمزگان ايدئولوژيك

اگر همه اقتباسهاي ادبي و تاريخي سينما به مانند فيلم سيصد باشد از اين پس هيچ اقتباس ادبي و تاريخي‌اي را نبايد از چشم سينما ديد و باور كرد.تحريف تاريخ در زمانه كنوني كار ساده‌اي است تا سينما را در مقام وانموده واقعيت بنشاند و دروغ را به جاي واقعيت به خورد جهانيان دهد.در فيلم 300 اين تحريف به وضوح ديده مي شود."هنگامي كه پيشرفت سپاه به سوي جنوب از سر گرفته شد هيچگونه دگرگونگي در وضعيت پيدا نشد.از دست رفتن تساليه، لئونيداس را با سيصد سپارتي و چند دسته از هم‌پيمانها به شمال ترموپيلي آورد، ولي شمار اندك آنها بلند فرياد مي‌زد كه غرض زد و خورد‌هاي كوچك عقبداران براي عقب انداختن پيشرفت و نه ايستادن پيشرفت سپاه است تا آن كه ديوار باريكه ي گورينت به انجام برسد.اپولون دلفي سر‌انجام از ترس به ميهن‌پرستي گراييد و وخشي‌ داد كه يوناني‌ها بايد به بادها نماز برند كه خود را هم‌پيمانان نيرومندي نشان خواهند داد.ناوگان هم‌پيمانان نزديك ارتمسيوم آرايش گرفت ولي يكبار كه علامتهاي آتش از نزديك شدن دسته‌پيشرو ناوگان پارسي آگاهي داد به اويپوس كه باريكتر بود عقب‌نشيني كرد. ناوگان بزرگ در فاصله‌اي از دماغه‌ي سپياس لنگر انداخت؛سپيده دم باد هلسپنتي از شرق وزيدن گرفت و سه روز پيوسته مي‌وزيد،و صد‌ها كشتي جنگي،باربري،و قايقهاي غله را شكست. كشتي‌هاي هم‌پيمانان به ارتمسيوم باز گشتند، ولي حتي اين نشان لطف يزداني كه در ويران ساختن چنين بخش بزرگي از ناوگان دشمن آشكار شده بود لئونيداس را دلگرم نساخت. پلوپونسيها خواستار بازگشت فوري به لاريكه شدند، و تنها پرخاش خشمگين فوكيها و لوكريها شاه را واداشت كه در آنجا بماند و شهرت پس از مرگ به دست آورد.خشايارشاه رسيد و فرمان داد كه ماديان و كاشيان زير رهبري ارتاپانوس به نيروي كوچكي كه در ترموپيلي بود تاخت آورند، ولي آنها كشته و زخمي سنگيني دادند، و سربازان بي‌مرگ زير فرمان هيدارنس نيز بهتر از آنها از نبرد بيرون نيامدند. آنگاه گزارش رسيد كه راه باريكي از روي تپه‌ها به پشت هست، و بي‌مرگان نگهبانان فوكي را سپيده‌دم غافلگير كردند. سپارتيها كه سرنوشت شوم خود را دريافتند با خشم تند از خود دفاع كردند؛ بسياري از تازندگان كه زير فشار پيش رانده مي‌شدند زير لگدها مردند يا به دريا انداخته شدند، در ميان آنها دو پسر داريوش از فراتا‌گونه، دختر برادرش ارتاس،كه نامشان ابروكومس و هيپرانتس بود.سر انجام لئونيداس كشته شد، هيدارنس به عقب لشكر سپارت دست يافت، تبسيها گردن نهادند و داغ زده شدند، و گذر باز شد"

همه آنچه گفته شد بر پايه تاريخ هرودوت و از كتاب «تاريخ شاهنشاهي هخامنشي» نوشته« ا. ت . اومستد» مورخ بزرگ غربي نقل شده است. در هيچ كجا نيامده كه خشايارشاه با لئونيداس مذاكره مي‌كند. نبرد در لحظات اوليه به نفع يونانيان پيش مي‌رود اما با فهم موقعيت سو‌ق الجيشي منطقه اين نيرو‌ها از بين رفته و لئونيداس كشته مي شود.سپاه ايران نيز در هنگام حمله آنقدر نيرو داشته كه قسمتي از آنها زير دست و پا له مي‌شود و اين هيچ ربطي به حماسه سازي مد نظر كارگردان فيلم سيصد ندارد.

سيصد در مقايسه با تاريخي كه خود هرودوت نوشته تحريفي بيش نيست. روايتي سهل و ممتنع در فيلمي بسيار كودكانه است. استفاده هوشمندانه از تكنيك‌هاي كامپيوتري كارگردان فيلم را در به تصوير كشيدن هدف مورد نظر خود به خوبي ياري داده است تا وانموده واقعيت در مقام يك اثر سينمايي به تصوير كشيده شود.سيصد بهره‌برداري خاص از تاريخ در ربط با زمانه كنوني نيز مي‌تواند باشد، با اين حال پر رنگ نشان دادن وجه حماسي آن به نفع يونانيها آنقدر لوس و اغواگرانه تصوير شده كه اين اثر سينمايي را تا حد يك انيميشن كودكانه پايين آورده است. روايتي نيز كه از زبان راوي بيان مي‌شود كودكانه بودن بيان موضوع را تشديد مي‌كند.

کمپاني برادران وارنر در پاسخ به اعتراضات گسترده عليه نوع نگرش فيلم به ايرانيان باستان ، از تعبير " داستان تخيلي و افسانه‌اي" براي توجيه روايت سياسي و غير واقعي اين فيلم استفاده کرد، ولي در نگاه اول به اين فيلم ، پرسش‌ها و پيش‌فرض‌هايي به ذهن مي‌رسد که تامل در آنها از جنگ فرهنگي و رسانه‌اي هدفمندي حکايت مي‌کند که نگاه تخصصي به آنها بخشي از زواياي پنهان و پشت پرده اين فيلم را آشکار مي‌سازد. در اين ميان شايد بتوان گفت که فضاي غالب در بررسي و نقد فيلم 300 بر مبناي اين پيش فرض استوار است؛ "هاليوود با ترسيم فضايي واژگونه و ساختگي از فرهنگ و تمدن ايراني در امتداد سياست‌هاي ضد ايراني محافل نومحافظه‌کار آمريکا حرکت مي‌کند." بر اساس اين پيش‌فرض مي‌توان  به نکات در بررسي پس‌زمينه‌هاي سياسي فيلم ضد ايراني 300  اشاره کرد:

ديگري ‌سازي براي بازسازي هويت مدرنيته :

ديگري ‌سازي ريشه‌اي چند صد ساله در تاريخ غرب دارد بر اين اساس مدرنتيه براي هويت بخشي به خود ، به دنبال ترسيم شرق به عنوان "غير" ست و اين رويکرد در انديشمندان غرب از جمله مونتسکيو‌، هگل و تا حدي مارکس تکرار شده است . در زماني که مدرنيته در حوزه‌هاي اخلاق و فلسفه به چالش کشيده شده است به نظر مي‌رسد  اين فيلم تلاشي مجدد براي هويت بخشي به مدرنيته است و شايد بتوان با قرار دادن اين فيلم در کنار تعبيرسياسي" محور شرارت بوش" ، به ابعاد بيشتري از واقعيات پشت پرده اين فيلم دست يافت . آيا ايرانيان باستان نيز محور شرارت بوده‌اند ؟ روزنامه اسپانيايي " آب ت "(1386.1.14 ) تائيد کرد که ديالوگ ها و گفت وگوهاي شخصيت‌هاي فيلم ضد ايراني 300 الهام گرفته از کاخ سفيد است . "آب ت" چاپ مادريد نوشت :" اگر اندکي در ديالوگ‌هاي فيلم دقت کنيم - به نظر مي رسد آنها از سخنراني‌هاي کاخ سفيد گرفته شده است. همچون لحظه اي که همسر نمونه "لئونيداس " پادشاه يونان مي گويد: "آزادي رايگان نيست".

 به تعبير روشن‌تر مي‌توان گفت اين فيلم با هدف تقويت نگرش‌ها وسياست‌هاي جنگ طلبانه دولت نومحافظه کار آمريکا ساخته و پرداخته شده است و آمريکا با به خدمت گرفتن قابليت‌هاي رسانه‌اي در خدمت جنگ فرهنگي به دنبال توجيه سياست‌هاي ضد ايراني خود  براي  افکار عمومي آمريکا است.

اين در حالي است که به روايت مستند تاريخي ، فلاسفه و سياستمداران يونان به علت فشارهاي جباران يونان ، ايران را مامن مناسبي براي پناه بردن و فعاليت مي‌ديدندو حتي بسياري از يونانيان ، پيوستن به ارتش ايران را افتخاري براي خود تلقي مي‌کردند و اين با فضاي حاکم بر فيلم 300 که از ايرانيان چهره‌اي وحشي و غير متمدن ترسيم مي‌کند، در تضاد است.

 

بازسازي تاريخ به روايت جديد:

فيلم سيصد اگر چه اهداف خود را در پس " داستان تخيلي و افسانه‌اي " پنهان مي‌سازد اما به صراحت با روايت وارونه و يکسونگرانه به دنبال شکل دهي روايتي جديد از واقعيات تاريخي براي نسل حاضر است و مي‌کوشد با بهره‌گيري از جذابيت هاي هنري و بصري ، واقعيتي وارونه از هويت تاريخي ايرانيان باستان ترسيم کند که به واسطه بهر‌ه‌گيري آن از دو عنصر تخيل و جذابيت، شناخت صحيح مرزهاي واقعيت و مجاز دشوار مي‌شود . شايد بتوان از تعبير " حاد واقعيت " بودريار ،‌فيلسوف فرانسوي ، بهره گرفت و گفت اين فيلم با جعل و وانمود‌سازي يک رخداد تاريخي مي‌کوشد روايتي جديد از تاريخ ايران باستان در اذهان شکل دهد که با واقعيت بسيار فاصله دارد .

 

کمپاني وارنر و توجيه پس‌زمينه‌هاي سياسي فيلم سيصد

کمپاني براداران وارنر با  بکارگيري تعبير "تخيل" به دنبال توجيه اقدام هدفمند خود براي وارونه جلوه دادن واقعيات تاريخي است . ولي با مروري بر فيلم هاي تاريخي ساخته شده ، مي‌توان گفت بازسازي حوادث تاريخي در چارچوب فيلم ، با وجود بهره‌گيري از عنصر تخيل و قهرمان پروري براي جلب مخاطب ، هيچ گاه به شکل مطلق  واقعيات بديهي تاريخي را به مسلخ نمي‌برد و به تعبير ديگر از عنصر تخيل براي تاثيرگذاري بيشتر و ماندگاري در اذهان استفاده مي‌شود .

رمزگان نمادين

بارزترين نكته جالب در اين فيلم پوستر تبلغاتي ان است.300 در اين پوستر به گونه اي طراحي شده است كه به ناگاه كلمه zoo  به معناي باغ و حش را در ذهن مي آورد كه رنگ قرمز استفاده شده در آن نيز اين مفهوم را بيشتر القا مي كند.گويا اسنايدر خود نيز مي دانسته كه از ابتدا فقط قرار است يك داستان وحشيانه را روايت كند.آن همه باغ وحشي مه فقط در آن ايرانيان به صورت غول و كرگردن نشان داده شده اند.

 

پرده آخر

300 قرار است بوده فيلمي باشد در ستايش شجاعت مردم اسپارت.اما خواسته يا نا خواسته به آنها هم رحم نمي كند و اين بي رحمي از همان ابتداي فيلم پيدا مي شود كه وقتي لئونيداس به دنيا مي آيد مي فهميم  اسپارتي ها عادتي ناپسند داشته اند كه كودكان زشت و بدقيافه را از بين مي بردند تا هميشه اسپارت ها مرداني جذاب داشته باشند.البته همه اين 300 نفر جذاب نيستند به خصوص آن جاسوس قوزي مه راه به ارتش پارسيان برده است! خشونت اسپارتي ها هم هست.گويا آن ها به دنيا آمده اند تا خون همه را بريزند.شكست ناپذيري آنها هم باعث شده تا فيلم بعهي ك بازي كامپيوتري تبديل شود.

منتقد اين فيلم اي.ا.اسكات در مجله نيويورك تايمز مي نويسد:معلوم است باشگاههاي بدن سازي و تجهيزات الكتروليز اسپارتي ها بسيار بهتر از ايرانيان است!

مي گويند در كميك استريپ ها مي شود ردپاي سياست و جامعه را ديد.300 نشان داد كه آمريكا همچنان در پي "توهم توطئه دشمن" است.هاليوود قصد دارد تا پس از 11 سپتامبر هر بار توليدي جديد گاه در سطح كيفي بالا و گاه در حد 300 كه حتي منتقدان غربي نيز را احمقانه مي خوانند بسازد تا نشان دهد كه آمريكايي آمريكايي است.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:31  توسط الهام عبادتی  | 



مقدمه

در اين مقاله سعي شده است تا با استفاده از نظريع انتقادي مكتب فرانكفورن به نشانه شناسي موسيقي بنيامين بهادري پرداخته شود.لذا در ابتدا  به بررسي موسيقي پاپ كه موسيقي بنيامين نيز جز ان محسوب مي شود پرداخته و در نهايت با استفاده از نشانه شناسي سوسور به تحليل محتواي يكي از اشعار آن مي پردازم.

براي آن كه تعريف رضايت بخشي از موسيقي مردم پسند ارائه شود،بهتر است كه دو بعد موسيقيايي و اقتصادي – جامعه شناختي مورد توجه قرار گيرد.

اساسا موسيقي مردم پسند آميزه اي  از سنتهاي موسيقيايي ،سبك ها و تاثيرها است و نيز محصولي اقتصادي كه مقاصد ايدئولوژيك مصرف كنندگان نيز بر ان تاثير مي گذارد.

در بطن اكثر موسيقي مردم پسند ،تنش بنيادي بين خلاقيت در ساختن موسيقي و ماهيت اقتصادي توليد فراوان و توزيع آن وجود دارد(فريث فصل 1:1983)

در موسيقي مردم پسند،تقابل بين هنر و تجارت در استفاده گسترده از واژه پاپ و راك ان رول خود را نشان مي دهد.

پاپ هيچ وقت در بطن فكري حضور ندارد و پذيرفته است تا به لذت جويي هاي لحظه اي پاسخ دهد و چهره زيبا و خوشايندي از خود رائه نمايد(هيل 8 :1986)

در اصل مي توان گفت كه موسيقي پاپ آميزه اي است از سنتهاي موسيقايي ،سبك و تاثيرها كه عنصر مشترك آنها عبارت است از شكل گيري با اجزاء قوي ريتميك و در كل وابستگي به تقويت الكترونيكي.

ويژگي بارز ديگر اين موسيقي اجتماعي – اقتصادي بودن آن است :توليد انبوه آن براي توده ها خاصه جوانان

مهمترين مسئله اي كه منتقدان فرهنگ موسيقي مردم پسند آن را وسيله اي براي نقد و بي ارزش جلوه دادن آن به كار مي برند استفاده از مفهوم هنر  والا و اصيل در مقابل اين فرهنگ است .(آدورنو،1986)

منتقدان كلاسيك پاپ را مورد انتقاد قرار مي دهند چرا كه معتقدند اين موسيقي موجب انفعال مخاطب در مقابل توليدات فرهنگي مي شود.منقدان مكتب فرانكفورت از اين دسته اند.

 از ان سو فيسك نيز بيان مي كند كه كالاهاي فرهنگي عامه پسند فضاي خالي را پر مي كند .اين فضا، فضايي است كه فرهنگ رسمي جامعه كه هميشه و در همه جوامعه فرهنگ غالب است،قدرت پر كردن آن را ندارد.(مير فخرائي،1380 )

  “بررسی های جدید و برجسته در موسیقی عامه پسند منعکس کننده اهمیت کنونی موسیقی راک/پاپ  به عنوان پدیده ای فرهنگی در سطح جهان داشت که در کنار خود صنعتی چند میلیارد دلاری را داراست و نیز فرهنگ مردمی نسل جوان را که به سبک ها و شیوه های بسیار گوناگون ظهور یافته است(شوکر,1384)”.

موسيقي پاپ در ايران

در كشور ايران پس از دهه 70  به دليل چرخش ارزش ها  مردمي و خستگي  و دلزدگي جوانان از ارزشهاي رسمي به دليل مسائل پس از جنگ و دوران سازندگي،استقبال از موسيقي پاپ بيشتر شد.

تلويزيون نيز در اين راستا بخش عمده اي از فرهنگ و موسيقي پاپ را به رسميتدشناخت و كوشش كرد با توليد سرودها ي سرگرم كننده تقاضاي جوانان خسته از فرهنگ رسمي پاسخ دهد.(جلائي پور،1381)

پيش از آن درونمايه فرهنگ پاپ به عنوان ابزار تهاجم فرهنگي دشمن مذموم بود.

روش تحقيق

در اين تحقيق بر آنيم تا  از روش كيفي براي مطالعه ترانه هاي موسيقي بنيامين بهادري استفاده كنيم تا در نهايت به مفاهيم و مضامين موجود در اشعار پي ببريم.در ادامه نيز به بررسي ادبيات مردمي در موسيقي پاپ مي پردازيم.

تكنيك هاي مورد استفاده در اين تحقيق با استفاده از تحليل  نشانه شناختي سوسور انجام مي شود

تحليل نشانه شناسي بر اساس آموزه هاي سوسور در سه سطح انجام مي شود:

مشخص كردن دال – مدلول؛ كه بر اساس نظر سوسور كليتي است ناشي از پيوند بين دال و مدلول كه در نهايت به خوانش مفايهم دورن شعر مي انجامد.

تحليل همنشيني؛دال هايي كه به صورت متوالي دريك بخش از متن قرار گرفته اند تا مفهومي را برسانند مشخص و معناي آن گفته مي شود.

تحليل محورهاي جانشيني؛در متن بايد به تقابل  دال هايي كه مي توانند جانشين دال موجود شوند و حضور ندارند توجه شود.

در نهايت مي توان با قرار دادن سه مرحله فوق دركنار هم به مفهوم نهفته درون ترانه ها پي برد.

من امشب مي ميرم

يه عاشق،بي قايقه           تو درياها

چشماشو مي بنده            تو روياها

من عاشق ،بي قايق         تو درياها مي ميرم

چشمامو ميبندم               بي رويا مي ميرم

مي رم و مي ميرم،          آسوده مي شم از عشق

مي رم و مي ميرم

جشن تولد مرگمو براي تو   زير آب مي گيرم

 يه زيبا                               نگاهش به موجاست

يه عاشق،بي ساحل             تو درياهاست

پريا،يه دريا                           من امشب مي ميرم

از عشقت يه زيبا                   من امشب مي ميرم

يه زيبا نگاهش                      چه آروم،به موجا مي دوزه

يه عاشق بي ساحل             چه تنها ،تو دريا مي سوزه

دال                                  مدلول                       وحدت دال و مدلول

بي قايق ماندن                  بي وسيله ماندن           بدون مركب براي حركت ماندن

دريا                                  وسعت                          جايي براي گم شدن

چشم بستن                     تصور كردن                   در واقعيت چيز جالبي براي دوست داشتن نيست

رويا                                  عدم واقعيت                      حقيقتي وجود ندارد و به تخيل پناه برده

مردن                                جان دادن                        فنا شدن

رفتن                                 عبور كردن از جايي به جاي ديگر ترك كردن وضعيت موجود

تولد مرگ                            مردن                             مرگ آغازي براي زندگي جديد و رهايي از زندگي نكت بار حال

زير آب مردن                         خفه شدن                        بي صدا مردن

زيبا                                    مظهر تماشا               معشوق مظهري براي تماشاست

نگاه كردن به موج                  منتظر                         معشوق منتظر كسي كه از دريا برگرده

مي ميرم                            جان دادن                     فنا شدن

عشق يه زيبا                       عاشقي                      عاشق از عشق معشوق مي ميرد

عاشق،بي قايق                   بي وسيله ماندن           عاشق مركبي براي حركت ندارد

چشم بستن                        نديدن واقعيت               در واقعيت چيز جالبي براي ديدن ندارد

زيبا                                    مظهر تماشا                   معشوق مظهر تماشاست

آروم به موجا نگاه كردن          منتظر بودن                    معشوق منتظر برگشتن عاشق است

بي ساحل ماندن                  جاي ماندن نداشتن        عاشق جايي براي ماندن ندارد

دردريا سوختن                      از بين رفتن                   عاشق فنا مي شود

تحليل جانشيني

بي قايق ماندن                       با قايق ماندن

دريا                                      خشكي

رويا                                       واقعيت

مردن                                    زنده بودن

رفتن                                     ماندن

چشم بستن                            ديدن

بي ساحل                              با ساحل

تحليل همنشيني

در تقابل هايي كه ذكر شد مهمترين مفاهيم مطرح شده احساسي است كه عاشق در رفتن  نداشتن چيزي براي ماندن دارد.بنابراين مي خواهد در جايي وسيع گم شود.

با كنار هم قرار دادن دال هايي همچون بي قايق ماندن و دريا ،چشم بستن و رويا،مردن و رفتن ،نگريستن به موج و انتظار مي توان نتيجه گرفت كه فرد(عاشق) از شرايط موجود راضي نيست و مي خواهد كه برود و در راه عشق فنا شود.در دنيا چيزي براي دوست داشتن ندارد بجز معشوق اما نمي تواند برگردد در حاليكه معشوق اميد به برگشت دارد.

مضمون اين ترانه داراي حس نااميدي و نداشتن دل خوشي به زندگي است.

نتيجه گيري

بر اساس چهار چوب نظري كه در ابتداي تحقيق بيان كرديم رويكرد مطالعات فرهنگي به موسيقي پاپ و به موسيقي بنيامين به عنوان يكي از مصداق هاي ان در بردارنده نكاتي خواهد بود:

موسيقي بنيامين به عنوان موسيقي پاپ توانست مخاطبان خود را جذب كند و در گيشه فروش خوبي داشته باشد كه اين ميزان موفقيت مي تواند در نوع موسيقي بنيامين  اشعار آن كه به نوعي مطرح كننده مسائل جواني بود نهفته باشد.

رسانه هاي گروهي  تا حد زيادي با فرهنگ مردمي و توده اي همراه هستند و فراغت را براي آنها به شكل سود آوري فراهم مي كنند لذا رسانه ها ي جمعي بويژه مطبوعات و راديو نيز با مطرح كردن و ارائه موسيقي بنيامين در مشروعيت بخشي به اين سبك نقش مهمي ايفا كردند.

از سوي ديگر برخلاف نظر بسياري از منتقدان شنوندگان اين نوع موسيقي به واسطه تجارب فرهنگي سن طبقه و قوميت انواع متفاوتي از خوانش را انجام مي دهند.

معناي هر گونه پيوند ميان متن و مخاطبان آن را نميتوان به تمامي بر اساس شاخص هاي متني دريافت.شرايط تاريخي توليدمتن و مصرف آن نيز مهم است.در مورد بنيامين ورود وي به دنياي موسيقي با البومي از وي با زمينه مذهبي همراه با پوسترهاي او كه تيپ مذهبي داشت صورت گرفت.

منتقدين اين نوع موسيقي را در تقابل با فرهنگ فرهخيته مي دانند.اما بايد در پاسخ گفت از آنجا كه اين سبك برخاسته از فرهنگ مردمي است نمي توان آن را ناديده انگاشت.

منابع

 

n      جلائي پور،حميد رضا،1381،جامعه شناسي جنبشهاي اجتماعي،انتشارات طرح نو

n      زند باف،حسين،1379،جامعه شناسي هنر،گنجينه فرهنگ

n       مير فخرائي،تژا،1380ادبيات عامه پسند و گفتمان فرهنگي،جلد پنجم،انتشارات آرون

n   كوثري ،مسعود،1383،نشانه شناسي موسيقي پاپ،فصلنامه تحقيق فرهنگي-سال هفتم-دوره جديد-شماره بهار 82

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 15:52  توسط الهام عبادتی  | 



مقدمه

در  اين مقاله بر آن هستم تا براي بررسي فيلم بيد مجنون به بررسي نظريه شناخت و معرفت شناسي پرداخته و در نهايت با استفاده از آن به معرفت شناسي فيلم بيد مجنون ساخته مجيد مجيدي بپردازم.لذا براي اين بررسي به معرفت شناسي كاركردان فيلم و پيشينه سينمايي آن و در ادامه به بررسي فيلم و تحليل آن خواهم پرداخت.

معرفت شناسي و نظريه شناخت :

واژه معرفت شناسي معادل با وازه اپيستومولوژي [1]بکار مي رود. اين واژه ريشه يوناني دارد و مرکب از دو واژه به معناي معرفت[2] و نظريه[3] ، تبيين و يا مبناي عقلاني دارد. اين وازخ در مجموع به معناي نظريه معرفت است. از اين رو تعبير رايج و معادل ان در انگليسي نظريه معرفت[4] است ( رانس[5]، 1953، 94). معرفت شناسي علم فهم ”دانش[6]“ است، معرفت شناسي بطور کلي مربوط مي شود به اينکه ”چطور مي دانيم“ و ”چه مي دانيم؟“و شعبه اي از فلسفه است که بعضي آنرا همان ”نظريه شناخت˝ مي دانند. نظريه شناخت اهميت کليدي برا ي فهم فلسفه همه انواع دانش دارد.، فهم رسانه اي به دنبال درک معناي رمزگذاري شده  در پيام است. در واقع نظريه شناخت به چگونگي شکل گيري انواع شناخت توجه مي کند. نظريه شناخت به ما مي آموزد که چگونه به صورت انتقادي به انواع روش هاي شناخت و حوزه هاي دانش مواجه شويم. همچنين به ما مي آموزد که نقش و جايگاه شناخت در جامعه جهاني چيست ( عاملي ،1385). اسپنسر مي گويد فلسفه يک مرتبه بالاتر از علم است. از نظر او مثلا وقتي يک يافته علمي حوزه گسترده اي در همه حوزه ها پيدا مي کند و از آن مجموع استنباط يک قاعده کلي مي شود ما با قلمرو فلسفه وارد مي شويم.

منابع شناخت را مي توان به چهار دسته تقسيم کرد:

1- گواهي و شهادت : به عنوان منبع دست دوم شناخت محسوب مي شود، اين منبع زماني مورد استفاده قرار مي گيرد که امکان دريافت مستقيم علم نباشد. شناخت گاهي تصور است و گاهي تصديق يک امر خارجي در ذهن. در اين منبع ما گواهي به درک ديگري مي کنيم  و بدنبال درست و نادرست بودن مطلب نيسيتم.

2- حس : برخي ها براين عقيده اند که امري شناختني است که محسوس باشد، تجربه گرايي آن چيزي است که مي بينيم ، مي شنويم ، لمس و آزمايش مي کنيم. عمل گرايي يک نوع انتخاب تجربه هاي شکل گرفته بر مبناي پيش فرض ها وعلايق علمي است. آسيب مهم تجربه گرايي ، گزينشي بودن دليل، پيشداوري وهيجانات اجتماعي و نفي دائم يافته هاي پيشين علمي است.

3- تفکر : يک نوع معادله است، با معلومات و مجهولات به دنبال پاسخ و شناخت هستيم ، انديشه صرف است  و در پي دليل. آسيب آن دوري از واقعيت مي باشد.

 

4- شهود : درک صريح و مستقيم ايست که از يک حس و درک سريع حاصل مي شود. در درون انسان شکل مي گيرد و حالت الهام دارد. آسيب آن قابل درک نبودنش براي ديگران و مشتبه شدن فهم است. اين منبع منشاء جهل مرکب است. ( عاملي ،1385)

معرفت شناسي مجيد مجيدي؛ كارگردان فيلم

 مجيد مجيدي متولد 1338در تهران است. در دهه شصت بازیگر بود و در دهه هفتاد کارگردان. مجید مجیدی کارش را به صورت حرفه ای از بازی در چند اثر سینمایی شروع کرد  و بعد ازمدتی به کارگردانی روی آورد. از بدو تاسیس حوره هنری در فیلمهای حوزه بازی کرد. در اواخر دهه شصت به کارگردانی فیلمهای کوتاه روی آورد و با ساخت اولین فیلم بلندش (بدوک) به عنوان کارگردان مطرح شد.

 

سه فیلم آخر او  بچه های آسمان، رنگ خدا و باران از فیملهای ماندگار تاریخ سینمای ایران به شمار می آیند. سمن اینکه فیلم بچه های آسمان در سال 1997 به عنوان یکی از پنج کاندیداهای دریافت جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان مراسم اسکار معرفی شد. آخرین ساخته  او بید مجنون در جشنواره فیلم فجر شرکت کرده است او قبل از بید مجنون فیلمهایی چون بچه های آسمان- رنگ خدا – باران- را در کارنامه خود در سمت کارگردانی دارد.(سایت ایران آکتور۱۳۸۵)

فيلم شناسي كارگردان

توجیه (بازیگر، 1360)

استعاذه  (بازیگر، 1361)

مرگ دیگری  (بازیگر، 1361)

دو چشم بی سو (بازیگر، 1362)

بایکوت (بازیگر، 1364)

تیر باران  (بازیگر، 1365)

تامرز دیدار  (بازیگر، 1368)

در جستجوی قهرمان (بازیگر، 1368)

شنا در زمستان  (بازیگر، 1368)

بدوک (کارگردان، 1370)

پدر (کارگردان، 1374)

بچه های آسمان (کارگردان، 1375)

رنگ خدا (کارگردان، 1377)

باران (کارگردان، 1379)

بید مجنون (کارگردان، 1383)

بيد مجنون

نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: مجید مجیدی

تهیه کننده: مجید مجیدی

بازیگران: پرویز پرستویی، رویا تیموریان، آفرین عبیسی، محمود بهرازنیا، شراره دولت آبادی، ملیکا اسلافی، احمد جواهری و محمدرضا ناجی

مدیر فیلمبرداری: محمد داودی، محمود کلاری، بهرام بدخشانی

تدوین: حسن حسندوست

موسیقی: احمد پژمان

مدیر تولید: جواد نوروزبیگی

طراح صحنه: بهزاد کزازی

طراح لباس: ملک جهان خزاعی

طراح چهره پردازی: سیدمحسن موسوی

صدابردار: یدالله نجفی

صداگذاری و ترکیب صدا: محمدرضا دلپاک

عکاس و فیلمبردار پشت صحنه: هاشم عطار

زمان: 95 دقیقه

تاریخ شروع فیلمبرداری: 28 بهمن 1382 - تهران

تاریخ پایان فیلمبرداری: 22 مرداد - پاریس

 «بيد مجنون» که در زمان ساخت «بازگشت» نام داشت، ششمين فيلم مجيد مجيدي است که براي اولين بار در آن از بازيگران حرفه‌اي در نقش‌هاي اصلي استفاده کرده است. اما تفاوت شاخص بین اثر آخر او و آثار قبلی او انتخاب موضوعی است که فیلم او را از آثار دیگر او که اکثریت به موضوع کودک و نوجوان ومسائل پیرامون آنها می پرداخت جدا کرده است   اما این بار مجیدی قهرمان داستان خود را از اجتماع بزگرسالان  انتخاب کرده است و می خواهد  مسائل آنها را مطرح کند و البته این بار مجیدی ازبازیگران حرفه ای بهره گرفته است.(سایت سی نما ۱۳۸۵)

خلاصه داستان

يوسف 45 ساله استاد دانشگاه در رشته ادبيات درس مي دهد. او در سن 8 سالگي بر اثر جرقه آتش بينايي خود را از دست داده است. حالا سالهاست كه او در دنيايي ديگر زندگي مي كند. شكايتي ندارد، زندگي آرام و دوست داشتني اي دارد تا اينكه مبتلا به يك بيماري نسبتاً خطرناك مي شود كه احتمال دارد سلامتي خود را براي هميشه از دست بدهد. داييِ يوسف كه مرد نسبتاً مرفهي مي باشد زمينه سفر او را براي معالجه به خارج از كشور مهيا مي كند. يوسف به فرانسه مي رود در طول مداواي يوسف مشخص مي شود بيماري يوسف خطرناك نيست و غده سرطاني در چشم هاي او خوش خيم مي باشد. او در خارج کشور  درمان می شود  و  بدست می آورد و گویی زندگی جدیدی را آغاز می کند.  اما در داخل کشور داستان به گونه ای دیگر است او اسیر هیجانات نفسبینایی  خود شده و از نعمتی که خدا به او اعطا کرده غافل می شود و عاشق زنی می شود که دختر دایی او است و این غفلت باعث می شود که اطرافیان خود از جمله زن و مادر خودرا برنجاند اما در می یابد دختری که عاشق او شده دل به کس دیگری سپرده است.در این حین بینایی خود را از دست می دهد! و پزشکان می گویند که پیوند چشم او پس زده شده است.                                                                                                       

 

 

در این جا او سرگشته خیابان می شود و خود را تنهای تنها می بیند و کم کم به اشتباه خود پی می برد و بیاد آن نامه ای که قبل از عمل برای خدا نوشته بود می افتد و آن را پیدا می کند و در سکانس پایانی همان جملات گفته شده در نامه را می خواند اما این بار با خضوع وپشیمانی،  بار دیگر از خدا می خواهد که بینایی او را به او باز گرداند و این بار معجزه خداوند روی می دهد وبینایی خویش را باز می یابد.                                         

 

تحليل زوايايي از فيلم سينمايي بيد مجنون از ديدگاه نظريه شناخت :

بيد مجنون نمادي است از خفته اي كه بيدار مي شود  و با به دست آوردن سيب آگاهي، زندگي خود را تباه مي كند. همچون چوب درخت بيد كه زود تباه مي شود. روشنايي طلبي درخت بيد، باعث مي شود كه به سوي بصيرت و بيداري قد بكشد و يوسف كه عاشق بيد مجنون يا بيد بيدار است، همچون آدم ابوالبشر از بهشت كوچك خود كه در ابتداي داستان فقط براي لحظه اي آرزوي ديدارش را داشت، طرد مي شود. نابينايي يوسف و زندگي آدم در بهشت با هم در تقارن قرار دارند، به گونه اي كه كسب بينايي ديگر نعمتي نيست كه يوسف از آن بهره مند شود. همچون گاز زدن سيبي كه به جاي دادن لذت جاودانه، رنجي ابدي براي نسل بشر به ارمغان مي آورد. دوران نابينايي يوسف كه زندگي مفيد او را در بر مي گيرد، روزگار خوشبختي اوست. خوشبختي يعني قدر داشته ها را دانستن. اما يوسف در دوران بينايي چشم، بينايي درونش را از دست مي دهد، به طوري كه چشم هاي او مانع يافتن راه هاي از پيش رفته مي شود. چشم هاي او به جاي اينكه او را در كمال طلبي ياري دهند، سد راه او مي شوند و به قولي: «ز دست ديده و دل هر دو فرياد، كه هر چه ديده بيند دل كند ياد» چشم هاي يوسف او را به ديدار چهره هاي زيبا مي برندو به پشت ويترين ها و بيدار كردن هوس هاي خفته.
داستان بيد مجنون از اسطوره هايش فراروي مي كند و يوسف را تازه پس از بينايي چشم به چاه مي اندازد و گم گشته مي كند. برادران يوسف، همان چشمان او هستند كه دل او را كور مي كنند و قدم هاي او را كوركورانه.
فيلم با زبان سمبل هاي تصويري، اسطوره اي و ادبي با مخاطب به گفت و گو مي پردازد و داستان را به پيش مي برد. ورود يوسف به كارخانه ريخته گري، تلنگري است به او كه گل هر كس به گونه اي سرشته شده است، اما يوسف از درك نشانه ها ناتوان مي ماند. جرقه اي بر پيراهن او مي جهد كه اين خود نشانه ديگري است دال بر اينكه «بر آتش همچو خار خشك سوزي، اگر چشم خرد را باز دوزي» (فرخي) اما اين نشانه نيز از چشمان به ظاهر بيناي يوسف پنهان مي ماند و در انتها همچون خار خشكي مي سوزد. مورچه نماد ديگري است كه بينايي يوسف را به او هشدار مي دهد. اما يوسف تنها به ديدن مورچه اكتفا مي كند و از دال به مدلول مي رود. با ديدن مورچه درمي يابد كه مي بيند. اما حضور مورچه او را به تفكر برنمي انگيزد. مورچه فرصت كوچكي است كه بايد باري را به مقصد برساند و يوسف اگر سليمان وار با زبان مورچه آشنا مي بود، فرصت هايش را غنيمت مي شمرد. اما نه تنها موقعيت هاي پيشين خود را از دست مي دهد، توانايي هايش را نيز فراموش مي كند، به طوري كه ديگر حتا قدرت خواندن و نوشتن به سبك نابينايان و حتا قدرت راه رفتن و راه يافتن پيشين خود را از دست مي دهد. در انتهاي فيلم دوباره همان مورچه بر روي نامه يوسف نابينا ظاهر مي شود و همچنان باري را به سويي مي برد.

درخت بيد به عنوان نقطه تاكيد كارگردان در فيلم درخت روشنايي پسندي است كه در كنار رودخانه ها بسيار زياد است. رويش آن تند بوده و چون كهن شود، چوب آن زود تباه گردد. به معني بيهوده و بي فايده و ناسودمند است، چرا كه ثمره ندارد. همچنين به معناي شعور و آگاهي است، چون بيدار مقابل خفته. چرا كه خفته را شعور و آگاهي نمي باشد.(فرهنگ دهخدا(

نگاهى به موسيقى بيد مجنون

احمد پژمان آهنگساز قديمى سينماى ايران به گواهى پيشينه كارى اش بيشتر طرفدار موسيقى هاى غيرملوديك يا دست كم با ملودى هاى كمرنگ بوده است _ البته به جز استثناهايى نظير سريال تلويزيونى دليران تنگستان (ساخته همايون شهنواز) كه پژمان در ساخت موسيقى آن با على رهبرى شريك بود.

موسيقى غيرملوديك در سينما بيشتر بر تنظيم و اركستراسيون تاكيد دارد و از همين طريق افه هاى صوتى خاصى توليد مى شود كه ملودى نيز جزء نه چندان مهم آنها است.در كارنامه احمد پژمان موسيقى بيد مجنون را نمى توان در كنار كارهاى موفق كارنامه او نظير كيميا (ساخته احمدرضا درويش) و بوى كافور، عطر ياس (ساخته بهمن فرمان آرا) قرار داد كه البته دلايل اين عدم موفقيت جدا از كيفيت خود فيلم نيست.«موسيقى كاراكتر» در سينما همواره يكى از مولفه هاى مهم در ساخت موسيقى فيلم بوده است. به اين معنا كه كاراكترهاى اصلى _ و كمتر فرعى - فيلم هر يك ممكن است داراى ملودى هايى خاص در صحنه هايى خاص باشند كه در بعضى لحظات و صحنه هاى اوج فيلم اين ملودى ها در بيان هدف سازنده اش به بيننده يارى مى رسانند. با اين همه و در عين تلاش پژمان در پرداختن به شخصيت يوسف كاراكتر رويا فاقد هويت كافى براى بيننده است. اين كمبود زمانى برجسته مى شود كه در سينما همواره كاراكترهاى دور و بر نقش اول فيلم هر يك توضيح دهنده وجه و پوسته اى از شخصيت او هستند.درست به همين دليل و به رغم بازى پرحجم رويا تيموريان در فيلم حضور او كمتر به چشم مى آيد. فيلمساز با تاكيد بر تداوم نوع راه رفتن يوسف به همان شيوه زمان نابينايى و تضاد چهره و سن و سالش با پرى _ دخترى كه عاشقش شده _ و همچنين آن زن داخل مترو سعى مى كند پاسخ هايى به بيننده بدهد كه البته هيچ يك كافى نيست. به همين دليل و دلايلى ديگر فيلم موقعى به صورت يك ماده خام به دست آهنگساز رسيده كه او كار چندانى از دستش برنمى آمده. صرف نظر از موسيقى فیلم تيتراژ ابتدايى، فيلم تا حدود بيست دقيقه فاقد موسيقى است. فقط يك موسيقى كوتاه در صحنه به زمين افتادن پرستويى در خانه و خيره شدن تيموريان به او مى شنويم. صدايى شبيه انفجار هواى متراكم و بدون تركش! كه سريع قطع مى شود. از اين «افكت - موسيقى» بارها در سينما استفاده شده و به دليل كوتاه بودنش به صورت كليشه اى بى آزار درآمده است.صداى كمانچه يكى از كاراكترهاى مهم موسيقى فیلم كم شخصيت پژمان براى بيد مجنون است، چرا كه حداقل در دو صحنه ديگر شنيده مى شود. يك بار در جايى كه يوسف اولين بار پس از بينا شدن پا به خانه مادرش عزيز (آفرين عبيسى) مى گذارد و صداى تار، كمانچه را همراهى مى كند و يوسف در حال نگاه كردن به عكس پدر مرحوم و برادر شهيدش است. ديگر در صحنه پايانى فيلم كه دوربين بر صفحه بريل _ در حالى كه مورچه اى با دانه دارد از روى آن عبور مى كند _ مكث مى كند كه در اين جا صداى كمانچه سلو را بر زمينه موسيقى فیلم مى شنويم. در نهايت وقتى از استفاده آهنگساز از صداى تار در يكى دو صحنه و همچنين تيتراژ پايانى صرف نظر كنيم، از به كار بردن كمانچه توسط او در سه صحنه به اهميت و تاكيد بر آن صحنه ها پى مى بريم. در واقع كارگردان و آهنگساز سعى كرده اند تا از ربط دادن اين چند صحنه به يكديگر و سكانس آخر حرف اصلى شان را اينگونه به تماشاگر منتقل كنند: گشوده شدن روزنه هايى جديد و چشم باز كردن بر دنيايى تازه، يادآورى هويت شخصيت اصلى به او از طريق مواجهه با خانه قديمى، مادر، پدر، برادر و نهايت سرخوردگى ناشى از اشتباه و در عين حال اميدوارى با تاكيد بر مورچه اى كه همچنان در حال كشاندن دانه است...كوششى كه البته به دلايل پيش گفته _ ساخت فيلم بر پايه فيلمنامه اى ضعيف _ نافرجام مانده است.

 

 

با اين همه آهنگساز در تك لحظه ها و سكانس هايى از فيلم به موفقيت دست يافته است. مانند زمان بندى موسيقى و ريتم آن در بعضى از صحنه ها نظير آنجا كه رويا در حال كار كردن در باغچه است و به موازات آن يوسف در اتاق خود دارد پيغام تلفنى پرى را مى شنود. در اين صحنه موسيقى به صورتى بريده بريده و در لحظاتى با سكوت ميان دو جمله موسيقايى تغيير حالت يوسف را نشان مى دهد. در پايان سكانس وقتى كه يوسف دارد نوار پيغام را با ولع مرور مى كند _ به نشانه غلبه او بر تضادهايش در دل بستن به دختر _ ديگر بريده بريده نيست.در صحنه هاى بعدى گردش يوسف و خيره شدنش به لباس فروشى ها و به موازات آن نگرانى رويا براى او موسيقى حالت پيانو _ فورته (آرام و ضعيف _ كوبنده و قوى) پيدا مى كند كه تاثيرگذار از كار درآمده است. به اينها اضافه كنيم استفاده از اورتور يكى از تصنيف هاى عليرضا افتخارى در صحنه پختن نذرى در خانه را _ البته فيلم از اين فرازوفرودها _ چه در موسيقى فیلم و چه در روايت داستان خيلى كم دارد. در بعضى صحنه ها نيز استفاده نكردن آگاهانه آهنگساز از موسيقى با سكوت يا پس از به پايان رسيدن قطعه بر حس و حال صحنه افزوده است. مثل اولين تلاقى نگاه هاى يوسف با مادر، همسر و دخترش در فرودگاه و يا برگزار كردن سكانس دزدى در مترو با نگاه _ و بدون ديالوگ _ به همراه افكت صداى قطار.ايرادى كه بر فيلمساز _ و نه آهنگساز _ وارد است استفاده هزارباره و به شدت كليشه اى از غرش رعد و بارش باران و در بعضى صحنه ها است.

نتيجه گيري

همانگونه كه شعار تبليغاتي فيلم نيز به مخاطبان داستانش را مي گويد(چو بيد بر سر ايمان خويش مي لرزم)  بيد مجنون روايت انسانهايي كه در طي مسير تكامل خود همواره مورد آزمايش قرار مي گيرند.يوسف هايي كه گاه در عين نابينايي همه چيز دارند و گاه در عين بينايي هيچ ندارند و ناگهان خود را تنها در ميان همه چيز و همه كس مي بينند.

بيد مجنون تلنگري است به ايمان ؛ همچون بادي كه در شاخه هاي بيد مي وزد تمايلات و خواهش هاي نفساني بر ايمان مي وزد و سبب مي شود كه هر روز بر اين اساس شناخت و جهان بيني قوي يا سست شود...

منابع

- عاملي، سعيدرضا (138۵)، معرفت شناسی و نظریه شناخت ، جزوه کلاسي درس مطالعات فلسفه رسانه های جمعی. دانشکده علوم اجتماعي. دانشگاه تهران.

www.30nema.com

www.iranoctor.com

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 12:52  توسط الهام عبادتی  | 



وای مكس در آینده بسیار نزدیك، اینترنت را در كنار شبكه مخابراتی قرار خواهد داد و چنان انقلابی را در این زمینه به وجود خواهد آورد كه روشن كردن اكثر كامپیوترهای قابل حمل، خانگی و یا خاص، مساوی با اتصال آنها به اینترنت باشد.

برای دسترسی به اینترنت، سه راه مطمئن و شناخته شده وجود دارد. اول دسترسی باند پهن (Broad Band) كه معمولاً مودم كابلی و DSL برای دسترسی خانگی و خطوط پرسرعت T۱ و T۳ برای ادارات مورد استفاده قرار می گیرد. دومین راه، دسترسی WiFi است كه كامپیوترهای رومیزی و به خصوص لپ تاپ ها می توانند در این روش، با استفاده از امواج رساننده داده های اینترنتی، با شبكه جهانی در ارتباط باشند. سومین راه، كه قطعاً در كشور ما معمول است نیز دسترسی از طریق خط تلفن (Dial up) است كه یك كاربر می تواند با شماره گیری یك خدمات دهنده اتصالات اینترنتی و اتصال به ISP ، با سرعتی به مراتب كمتر از دو روش گذشته و به همین ترتیب هزینه های مقرون به صرفه تر) با اینترنت در ارتباط باشد. دو روش پیشین نیز هر كدام در كنار مزایای مشهودی كه دارند واجد نقایصی هم هستند. مثلاً در روش های دسته بندی شده در دسترسی باند پهن مثل( T۱۳، T و( DSl هزینه بالای دسترسی و همچنین عدم امكان «حركت» برای كاربر نقص به شمار می آیند. همچنین در روش بی سیم WiFi كه در آن دسترسی نسبتاً سریع در مقایسه با Dialup به همراه امكان حركت متصل شونده فراهم شده است، برد كوتاه امواج و نیز سرعت پائین در مقایسه با T)۳ و( DSL خوشایند نیست.

 

     WiMAXچیست؟

WiMAX یك روش بی سیم فوق العاده سودمند و انقلابی در زمینه دسترسی تمامی كاربران (در هر سطحی) به اینترنت است. این نام از حروف اول كلمات Worldwide Intero Perability for Microwave Access گرفته شده و همانگونه كه از نام آن پیدا است، راه حلی برای دسترسی به اینترنت از طریق امواج مایكروویو است. طراحان و مهندسان این روش برآن هستند تا در آینده ای نزدیك، دسترسی بی حد و مرز به اینترنت را برای تمامی كاربران تا حد دسترسی به تلفن همراه آسان كنند و همانگونه كه اكنون در اغلب كشورهای جهان، داشتن و استفاده از یك تلفن قابل حمل، به پدیده ای معمولی بدل شده است، دسترسی آسان و نامحدود به مكان به اینترنت، برای همگان حاصل شود.

وای مكس در آینده بسیار نزدیك، اینترنت را در كنار شبكه مخابراتی قرار خواهد داد و چنان انقلابی را در این زمینه به وجود خواهد آورد كه روشن كردن اكثر كامپیوترهای قابل حمل، خانگی و یا خاص، مساوی با اتصال آنها به اینترنت باشد. این استاندارد از طرف IEEE معتبر شناخته شده و كد ۸۰۲.۱۶ از طرف این سازمان به آن اختصاص یافته است. ميلتون كينز اولين شهر انگليس  بود كه تحت پوشش شبكه باند وسيع بي‌سيم پرسرعت واي مكس(WiMax) قرار گرفت. به گزارش خبرگزاري رويترز شركت مخابراتي پايپكس(Pipex) در يك سرمايه‌گذاري مشترك با شركت اينتل قرار است بخش‌هاي از اين شهر را با تكنولوژي واي‌مكس، كه مشابه شبكه رايج واي‌في( WiFi)است،اما در فواصلي در حد كيلومتر و نه متر عمل مي‌كند، تحت پوشش قرار داد.  استيون جول رئيس تكنولوژي اطلاعات (IT) اين شهر مي‌گويد:" ميلتون كينز اولين مكاني در انگليس  بود كه از واي مكس در مقياس بزرگ استفاده كرد. سيگنال‌ها ابتدا به چند بخش‌ شهر فرستاده خواهد شد و تدريجا تمام آن تحت پوشش قرار خواهد گرفت.

كارشناسان اينترنت واي مكس را يكي از جايگزين‌هاي عمده شبكه‌هاي 3G مي‌دانند كه اوپراتورهاي تلفن همراه در سراسر اروپا در طول شش سال گذشته مجموعا 100 ميليارد يورو براي آنها پرداخته‎اند. شركت پايپكس گفته است كه تا سال 2008 در هشت شهر بريتانيا و پيش‌تر از بقيه در لندن و منچستر شبكه واي مكس را راه‌اندازي خواهد كرد.

  

روش كار وای مكس

وای مكس از نظر استفاده از امواج مایكروویو برای دسترسی مستقیم كاربران به اینترنت، تا حدود زیادی شبیه وای فای است، با این تفاوت كه سرعت آن بسیار بالاتر و برد آن به طور چشمگیری وسیع تر است به طوری كه سرعت آن را می توان با خطوط پرسرعت با پهنای باند وسیع (نظیر T۳ و( DSL) و برد امواج آن را با تلفن همراه مقایسه كرد. از نظر فراگیری شبكه نیز با هیچ كدام از مقیاس های شناخته شده شبكه قابل مقایسه نیست و حتی از مقیاس MAN كه برای شبكه های شهری به كار می رود و در حال حاضر بزرگترین مقیاس شبكه های یكپارچه است هم به مراتب وسیع تر است.

این سیستم از دو بخش كلی تشكیل می شود: اول برج وای مكس (WiMAX tower) كه بیشترین شباهت را به برج های مخابراتی دارد و قادر است تا شعاع ۸ هزار كیلومتر مربع را تحت پوشش خود بگیرد. دوم گیرنده وای مكس (WiMAX receiver) شامل آنتن گیرنده امواج مایكروویو كه می تواند برحسب موقعیت گیرنده از یك قطعه كوچك گیرنده WiFi در یك لپ تاپ تا گیرنده فرستنده داخلی در یك اداره متفاوت باشد.

برج وای مكس می تواند به طور مستقیم و با یك پهنای باند بالا (مثلاً خط T) با اینترنت در ارتباط باشد و امواج را به كاربران و یا برج بعدی انتقال دهد. با توجه به گستره بالای هر برج (۸ هزار كیلومتر مربع) با ایجاد برج های متعدد در انتهای محدوده تحت پوشش یك برج دیگر، می توان محدوده قابل توجهی را _ مشابه با سیستم تلفن همراه غیر ماهواره ای _ تحت پوشش قرار داد. كاربرانی كه هم اكنون از سیستم WiFi برای اتصال به اینترنت استفاده می كنند به خاطر تشابه استفاده از سیگنال ها، احتمالاً می توانند از WiMAX نیز استفاده كنند هرچند كه تجهیزات دریافت امواج وای مكس در حال حاضر متفاوت با وای فای است

 

چرا وای مكس بوجود آمد؟  

دسترسی «اینترنت بی سیم» هم اكنون از طریق تكنولوژی وای فای میسر است و ممكن است این سئوال به نظر برسد كه چه لزومی به ابداع یك تكنولوژی دیگر در این زمینه است. آیا اگر فقط مشكل برخی از اشكالات سیستم وای فای است، نمی توان با بهسازی این سیستم به همان چیزی كه وای مكس مدعی آن است دست یافت؟نگاهی به تفاوت های وای مكس و وای فای نشان می دهد كه به رغم تشابه این دو روش در استفاده از امواج مایكروویو برای تامین دسترسی اینترنت برای كاربران، وای مكس و وای فای دو سیستم جداگانه هستند.

وای فای اتصال بی سیم را با بردی كوتاه، حداكثر در حد محوطه یك فرودگاه، نمایشگاه یا كافی شاپ (نهایتاً در سطح ۶۵ كیلومتر مربع) برقرار می سازد. در حالی كه در وای مكس صحبت از اتصال بی سیم دست كم در حد یك شهركوچك است (چیزی در حدود هشت هزار كیلومتر مربع). گذشته از این حداكثر سرعتی كه تكنولوژی وای فای برای كاربران فراهم می كند، سرعت دانلود پنج مگابایت در ثانیه است و این در حالی است كه كاربران تكنولوژی وای مكس با سرعت شگفت انگیز ۵۰ تا ۱۰۰ مگابایت خواهند توانست داده ها را از اینترنت دانلود كنند (به این ترتیب امكان تماشای یك فیلم با كیفیت بالا از اینترنت- كه سرعتی حداقل برابر با ۱۰ مگابایت در ثانیه) نیاز دارد- برای كاربری كه در حال حركت با یك لپ تاپ است به راحتی ممكن خواهد بود.

تفاوت عمده دیگر وای مكس با وای فای و نیز روش های دسترسی با پهنای باند بالا، ارزان بودن آن است كه هرچند تا رسیدن به این مولفه به شدت مهم راه زیادی مانده است ولی یكی از اهداف طراحان آن است. «ارزان بودن» یا حتی «زیاد گران نبودن» چیزی است كه برآورده شدن آن می تواند تمام تكنولوژی های رقیب وای مكس را از میدان به در كند.

 

 

اینتل و وای مكس

  • در حال حاضر شركت اینتل بیشترین تمركز را بر روی وای مكس گرفته و مرتباً در حال توسعه این تكنولوژی است و در میان بیش از ۲۰۰ شركتی كه در مورد وای مكس در حال تحقیق و ابداع هستند پیشرو محسوب می شود.اینتل اعلام كرده لپ تاپ های سنترنیوی خود را با قابلیت وای مكس حداكثر تا سه سال دیگر به بازار خواهد فرستاد كه این از هم اكنون یك موفقیت برای تكنولوژی وای مكس محسوب می شود. این شركت همچنین اعلام كرده كه به همراه شركتی به نام كلیروایر (Clearwre) اقدامات بیشتری را برای دسترسی برخی كاربران محدود از طریق وای مكس فراهم خواهند كرد تا از هم اكنون تعداد كاربران این تكنولوژی رو به افزایش گذارد. هم اكنون اینتل برای سیستم وای مكس تجهیزاتی شاید مودم كابلی و یا دی اس ال در دست تهیه دارد كه سیگنال های پرسرعت بی سیم وای مكس را به بهترین شكل دریافت می كند.
  • مشكلات واي مكس
  • وای مكس در دو جا با مشكل روبه رو است. اول آن كه این سیستم بی حد و مرز می تواند امنیت دولت ها را به خطر اندازد و به همین خاطر از هم اكنون یك تهدید امنیتی برای حكومت ها به شمار می رود. از این رو، به موازات تامین لوازم تكنیكی آن مسائل حقوقی وای مكس نیز احتیاج به حل دارند. مسئله دوم تامین هزینه وای مكس است كه برای آن راهكار منسجم و مشخصی ارائه نشده است. آیا باید مانند تلفن همراه با آن برخورد كرد و از مشتركان هزینه اتصال را برحسب مدت دریافت كرد و یا همچون ISP های بیشتر كشورها، هزینه اشتراك ثابت از مشتری اخذ كرد؟ یا... پاسخ هرچه باشد از نظر كاربران زیاد مهم نیست. اگر «ارزان بودن» تامین شود!
  •    واي مكس در ايران
  • اولين شبكه "واي مكس" ‪ WI-Maxكه هم اكنون در حال نصب است، ارديبهشت ماه سال ‪ ۸۵راه اندازي شده است.به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از ایرنا، مسوول طرح شبكه واي مكس اينترنت پر سرعت  "بابك ارشد" افزود: سيستم "واي مكس" بدون ديد مستقيم در ‪ ۱۰سايت كه نقاط ‪ point Access(نقطه دسترسي) هستند نصب مي‌گردد و هر كدام تا ‪ ۲۲۰مشتري را به صورت همزمان سرويس داده و تا۴۸مگابيت در ثانيه امكان انتقال داده را فراهم مي‌كنند.
    وي اظهار داشت: با توجه به اينكه مودم‌هاي مشتريان نيز تا ‪ ۲۰مگابيت در ثانيه پهناي باند را در اين شبكه پشتيباني مي‌كند، در خصوص خدمات شبكه واي مكث تصريح كرد: ارائه اينترنت پرسرعت، ‪Voice ،VPN ،Video Over IP ‪ Over IPاز جمله مهمترين خدمات اين سيستم خواهد بود.
    ارشد ادامه داد: شبكه ايجاد شده "واي مكس" در مرحله اول داراي يك گيگابيت پهناي باند مي‌باشد و به پنج هزار مشترك در سراسر تهران سرويس ارائه خواهد كرد. وي با اشاره به اينكه اواخر سال ‪ ۸۵سيستم موبايل واي مكس نيز راه اندازي خواهد شد، گفت: اين سيستم به كاربران امكان مي‌دهد كه با لپ تاپ هاي خود بتوانند در تمامي سطح شهر تهران از اينترنت پرسرعت و با كيفيت بالا استفاده كنند       
  • فوايد استفاده از واي مكس در ايران
  • "بابك ارشد" اهميت اينترنت پرسرعت در كشور را افزايش مستمر و روزانه حجم و محتواي فضاي اينترنت، افزايش درخواستهاي الكترونيكي بر روي شبكه جهاني اينترنت شامل آموزش الكترونيكي، بانكداري الكترونيكي، تجارت الكترونيكي اعلام كرد.
    مسوول طرح شبكه واي مكس اينترنت پر سرعت يادآور شد: ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه حداكثر بودجه ماهانه يك خانوار براي استفاده از اينترنت از ‪ ۲۰تا ‪ ۳۰هزار تومان بيشتر نمي‌شود پس اينترنتي بايد ارائه دهيم كه قيمت پاييني داشته باشد.

 منابع

 

www.aftab.ir

www.iritn.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 17:29  توسط الهام عبادتی  | 



فلسفه جز شیوه تامل و اندیشیدن چه چیز می تواند باشد، و اندیشیدن نه آن قدرها

 در مورد آن چه درست و آن چه نادرست است،بلکه در مورد رابطه ما با

حقیقت.فلسفه شیوه  از خود پرسیدن است.(میشل فوکو)

فلسفه رسانه جمعی بر اساس گفتار فوکو می تواند بازاندیشیدن  و تامل کردن دوباره در باب رسانه های جمعی باشد.کشف لایه های پنهان حقیقت در رسانه ها و رابطه آن با سازمان ها و نهاد های دیگر اجتماعی.فلسفه رسانه جمعی کند و کاوی دوباره در نحوه نگرش ما به وسایل ارتباط جمعی است .

اما کلاس های دکتر عاملی

ترم گذشته علی رغم مشکلات زیادی که داشتم سعی کردم بیشترین وقتم را برای درسهای جهانی شدن و فضای مجازی بزارم.تجربه من از کلاسهای دکتر عاملی آموختن و آموخته به همراه کلی دردسر و بدبختی و گریه .حتی گاهی برای این آموختن اشک هم ریختم.به هر حال باید گفت آگاهی همیشه همراه با عذاب ناشی از آن بوده و هست.هر که آگاه تر رنجش بیشتر...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 17:12  توسط الهام عبادتی  | 




JavaScript Codes