تبليغاتX
گفت خانه اش در قدمهایش است و سفر هایش و اگر یک جا بماند می میرد یادداشت های یک فیلسوف مشوش


مقدمه

در  اين مقاله بر آن هستم تا براي بررسي فيلم بيد مجنون به بررسي نظريه شناخت و معرفت شناسي پرداخته و در نهايت با استفاده از آن به معرفت شناسي فيلم بيد مجنون ساخته مجيد مجيدي بپردازم.لذا براي اين بررسي به معرفت شناسي كاركردان فيلم و پيشينه سينمايي آن و در ادامه به بررسي فيلم و تحليل آن خواهم پرداخت.

معرفت شناسي و نظريه شناخت :

واژه معرفت شناسي معادل با وازه اپيستومولوژي [1]بکار مي رود. اين واژه ريشه يوناني دارد و مرکب از دو واژه به معناي معرفت[2] و نظريه[3] ، تبيين و يا مبناي عقلاني دارد. اين وازخ در مجموع به معناي نظريه معرفت است. از اين رو تعبير رايج و معادل ان در انگليسي نظريه معرفت[4] است ( رانس[5]، 1953، 94). معرفت شناسي علم فهم ”دانش[6]“ است، معرفت شناسي بطور کلي مربوط مي شود به اينکه ”چطور مي دانيم“ و ”چه مي دانيم؟“و شعبه اي از فلسفه است که بعضي آنرا همان ”نظريه شناخت˝ مي دانند. نظريه شناخت اهميت کليدي برا ي فهم فلسفه همه انواع دانش دارد.، فهم رسانه اي به دنبال درک معناي رمزگذاري شده  در پيام است. در واقع نظريه شناخت به چگونگي شکل گيري انواع شناخت توجه مي کند. نظريه شناخت به ما مي آموزد که چگونه به صورت انتقادي به انواع روش هاي شناخت و حوزه هاي دانش مواجه شويم. همچنين به ما مي آموزد که نقش و جايگاه شناخت در جامعه جهاني چيست ( عاملي ،1385). اسپنسر مي گويد فلسفه يک مرتبه بالاتر از علم است. از نظر او مثلا وقتي يک يافته علمي حوزه گسترده اي در همه حوزه ها پيدا مي کند و از آن مجموع استنباط يک قاعده کلي مي شود ما با قلمرو فلسفه وارد مي شويم.

منابع شناخت را مي توان به چهار دسته تقسيم کرد:

1- گواهي و شهادت : به عنوان منبع دست دوم شناخت محسوب مي شود، اين منبع زماني مورد استفاده قرار مي گيرد که امکان دريافت مستقيم علم نباشد. شناخت گاهي تصور است و گاهي تصديق يک امر خارجي در ذهن. در اين منبع ما گواهي به درک ديگري مي کنيم  و بدنبال درست و نادرست بودن مطلب نيسيتم.

2- حس : برخي ها براين عقيده اند که امري شناختني است که محسوس باشد، تجربه گرايي آن چيزي است که مي بينيم ، مي شنويم ، لمس و آزمايش مي کنيم. عمل گرايي يک نوع انتخاب تجربه هاي شکل گرفته بر مبناي پيش فرض ها وعلايق علمي است. آسيب مهم تجربه گرايي ، گزينشي بودن دليل، پيشداوري وهيجانات اجتماعي و نفي دائم يافته هاي پيشين علمي است.

3- تفکر : يک نوع معادله است، با معلومات و مجهولات به دنبال پاسخ و شناخت هستيم ، انديشه صرف است  و در پي دليل. آسيب آن دوري از واقعيت مي باشد.

 

4- شهود : درک صريح و مستقيم ايست که از يک حس و درک سريع حاصل مي شود. در درون انسان شکل مي گيرد و حالت الهام دارد. آسيب آن قابل درک نبودنش براي ديگران و مشتبه شدن فهم است. اين منبع منشاء جهل مرکب است. ( عاملي ،1385)

معرفت شناسي مجيد مجيدي؛ كارگردان فيلم

 مجيد مجيدي متولد 1338در تهران است. در دهه شصت بازیگر بود و در دهه هفتاد کارگردان. مجید مجیدی کارش را به صورت حرفه ای از بازی در چند اثر سینمایی شروع کرد  و بعد ازمدتی به کارگردانی روی آورد. از بدو تاسیس حوره هنری در فیلمهای حوزه بازی کرد. در اواخر دهه شصت به کارگردانی فیلمهای کوتاه روی آورد و با ساخت اولین فیلم بلندش (بدوک) به عنوان کارگردان مطرح شد.

 

سه فیلم آخر او  بچه های آسمان، رنگ خدا و باران از فیملهای ماندگار تاریخ سینمای ایران به شمار می آیند. سمن اینکه فیلم بچه های آسمان در سال 1997 به عنوان یکی از پنج کاندیداهای دریافت جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان مراسم اسکار معرفی شد. آخرین ساخته  او بید مجنون در جشنواره فیلم فجر شرکت کرده است او قبل از بید مجنون فیلمهایی چون بچه های آسمان- رنگ خدا – باران- را در کارنامه خود در سمت کارگردانی دارد.(سایت ایران آکتور۱۳۸۵)

فيلم شناسي كارگردان

توجیه (بازیگر، 1360)

استعاذه  (بازیگر، 1361)

مرگ دیگری  (بازیگر، 1361)

دو چشم بی سو (بازیگر، 1362)

بایکوت (بازیگر، 1364)

تیر باران  (بازیگر، 1365)

تامرز دیدار  (بازیگر، 1368)

در جستجوی قهرمان (بازیگر، 1368)

شنا در زمستان  (بازیگر، 1368)

بدوک (کارگردان، 1370)

پدر (کارگردان، 1374)

بچه های آسمان (کارگردان، 1375)

رنگ خدا (کارگردان، 1377)

باران (کارگردان، 1379)

بید مجنون (کارگردان، 1383)

بيد مجنون

نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: مجید مجیدی

تهیه کننده: مجید مجیدی

بازیگران: پرویز پرستویی، رویا تیموریان، آفرین عبیسی، محمود بهرازنیا، شراره دولت آبادی، ملیکا اسلافی، احمد جواهری و محمدرضا ناجی

مدیر فیلمبرداری: محمد داودی، محمود کلاری، بهرام بدخشانی

تدوین: حسن حسندوست

موسیقی: احمد پژمان

مدیر تولید: جواد نوروزبیگی

طراح صحنه: بهزاد کزازی

طراح لباس: ملک جهان خزاعی

طراح چهره پردازی: سیدمحسن موسوی

صدابردار: یدالله نجفی

صداگذاری و ترکیب صدا: محمدرضا دلپاک

عکاس و فیلمبردار پشت صحنه: هاشم عطار

زمان: 95 دقیقه

تاریخ شروع فیلمبرداری: 28 بهمن 1382 - تهران

تاریخ پایان فیلمبرداری: 22 مرداد - پاریس

 «بيد مجنون» که در زمان ساخت «بازگشت» نام داشت، ششمين فيلم مجيد مجيدي است که براي اولين بار در آن از بازيگران حرفه‌اي در نقش‌هاي اصلي استفاده کرده است. اما تفاوت شاخص بین اثر آخر او و آثار قبلی او انتخاب موضوعی است که فیلم او را از آثار دیگر او که اکثریت به موضوع کودک و نوجوان ومسائل پیرامون آنها می پرداخت جدا کرده است   اما این بار مجیدی قهرمان داستان خود را از اجتماع بزگرسالان  انتخاب کرده است و می خواهد  مسائل آنها را مطرح کند و البته این بار مجیدی ازبازیگران حرفه ای بهره گرفته است.(سایت سی نما ۱۳۸۵)

خلاصه داستان

يوسف 45 ساله استاد دانشگاه در رشته ادبيات درس مي دهد. او در سن 8 سالگي بر اثر جرقه آتش بينايي خود را از دست داده است. حالا سالهاست كه او در دنيايي ديگر زندگي مي كند. شكايتي ندارد، زندگي آرام و دوست داشتني اي دارد تا اينكه مبتلا به يك بيماري نسبتاً خطرناك مي شود كه احتمال دارد سلامتي خود را براي هميشه از دست بدهد. داييِ يوسف كه مرد نسبتاً مرفهي مي باشد زمينه سفر او را براي معالجه به خارج از كشور مهيا مي كند. يوسف به فرانسه مي رود در طول مداواي يوسف مشخص مي شود بيماري يوسف خطرناك نيست و غده سرطاني در چشم هاي او خوش خيم مي باشد. او در خارج کشور  درمان می شود  و  بدست می آورد و گویی زندگی جدیدی را آغاز می کند.  اما در داخل کشور داستان به گونه ای دیگر است او اسیر هیجانات نفسبینایی  خود شده و از نعمتی که خدا به او اعطا کرده غافل می شود و عاشق زنی می شود که دختر دایی او است و این غفلت باعث می شود که اطرافیان خود از جمله زن و مادر خودرا برنجاند اما در می یابد دختری که عاشق او شده دل به کس دیگری سپرده است.در این حین بینایی خود را از دست می دهد! و پزشکان می گویند که پیوند چشم او پس زده شده است.                                                                                                       

 

 

در این جا او سرگشته خیابان می شود و خود را تنهای تنها می بیند و کم کم به اشتباه خود پی می برد و بیاد آن نامه ای که قبل از عمل برای خدا نوشته بود می افتد و آن را پیدا می کند و در سکانس پایانی همان جملات گفته شده در نامه را می خواند اما این بار با خضوع وپشیمانی،  بار دیگر از خدا می خواهد که بینایی او را به او باز گرداند و این بار معجزه خداوند روی می دهد وبینایی خویش را باز می یابد.                                         

 

تحليل زوايايي از فيلم سينمايي بيد مجنون از ديدگاه نظريه شناخت :

بيد مجنون نمادي است از خفته اي كه بيدار مي شود  و با به دست آوردن سيب آگاهي، زندگي خود را تباه مي كند. همچون چوب درخت بيد كه زود تباه مي شود. روشنايي طلبي درخت بيد، باعث مي شود كه به سوي بصيرت و بيداري قد بكشد و يوسف كه عاشق بيد مجنون يا بيد بيدار است، همچون آدم ابوالبشر از بهشت كوچك خود كه در ابتداي داستان فقط براي لحظه اي آرزوي ديدارش را داشت، طرد مي شود. نابينايي يوسف و زندگي آدم در بهشت با هم در تقارن قرار دارند، به گونه اي كه كسب بينايي ديگر نعمتي نيست كه يوسف از آن بهره مند شود. همچون گاز زدن سيبي كه به جاي دادن لذت جاودانه، رنجي ابدي براي نسل بشر به ارمغان مي آورد. دوران نابينايي يوسف كه زندگي مفيد او را در بر مي گيرد، روزگار خوشبختي اوست. خوشبختي يعني قدر داشته ها را دانستن. اما يوسف در دوران بينايي چشم، بينايي درونش را از دست مي دهد، به طوري كه چشم هاي او مانع يافتن راه هاي از پيش رفته مي شود. چشم هاي او به جاي اينكه او را در كمال طلبي ياري دهند، سد راه او مي شوند و به قولي: «ز دست ديده و دل هر دو فرياد، كه هر چه ديده بيند دل كند ياد» چشم هاي يوسف او را به ديدار چهره هاي زيبا مي برندو به پشت ويترين ها و بيدار كردن هوس هاي خفته.
داستان بيد مجنون از اسطوره هايش فراروي مي كند و يوسف را تازه پس از بينايي چشم به چاه مي اندازد و گم گشته مي كند. برادران يوسف، همان چشمان او هستند كه دل او را كور مي كنند و قدم هاي او را كوركورانه.
فيلم با زبان سمبل هاي تصويري، اسطوره اي و ادبي با مخاطب به گفت و گو مي پردازد و داستان را به پيش مي برد. ورود يوسف به كارخانه ريخته گري، تلنگري است به او كه گل هر كس به گونه اي سرشته شده است، اما يوسف از درك نشانه ها ناتوان مي ماند. جرقه اي بر پيراهن او مي جهد كه اين خود نشانه ديگري است دال بر اينكه «بر آتش همچو خار خشك سوزي، اگر چشم خرد را باز دوزي» (فرخي) اما اين نشانه نيز از چشمان به ظاهر بيناي يوسف پنهان مي ماند و در انتها همچون خار خشكي مي سوزد. مورچه نماد ديگري است كه بينايي يوسف را به او هشدار مي دهد. اما يوسف تنها به ديدن مورچه اكتفا مي كند و از دال به مدلول مي رود. با ديدن مورچه درمي يابد كه مي بيند. اما حضور مورچه او را به تفكر برنمي انگيزد. مورچه فرصت كوچكي است كه بايد باري را به مقصد برساند و يوسف اگر سليمان وار با زبان مورچه آشنا مي بود، فرصت هايش را غنيمت مي شمرد. اما نه تنها موقعيت هاي پيشين خود را از دست مي دهد، توانايي هايش را نيز فراموش مي كند، به طوري كه ديگر حتا قدرت خواندن و نوشتن به سبك نابينايان و حتا قدرت راه رفتن و راه يافتن پيشين خود را از دست مي دهد. در انتهاي فيلم دوباره همان مورچه بر روي نامه يوسف نابينا ظاهر مي شود و همچنان باري را به سويي مي برد.

درخت بيد به عنوان نقطه تاكيد كارگردان در فيلم درخت روشنايي پسندي است كه در كنار رودخانه ها بسيار زياد است. رويش آن تند بوده و چون كهن شود، چوب آن زود تباه گردد. به معني بيهوده و بي فايده و ناسودمند است، چرا كه ثمره ندارد. همچنين به معناي شعور و آگاهي است، چون بيدار مقابل خفته. چرا كه خفته را شعور و آگاهي نمي باشد.(فرهنگ دهخدا(

نگاهى به موسيقى بيد مجنون

احمد پژمان آهنگساز قديمى سينماى ايران به گواهى پيشينه كارى اش بيشتر طرفدار موسيقى هاى غيرملوديك يا دست كم با ملودى هاى كمرنگ بوده است _ البته به جز استثناهايى نظير سريال تلويزيونى دليران تنگستان (ساخته همايون شهنواز) كه پژمان در ساخت موسيقى آن با على رهبرى شريك بود.

موسيقى غيرملوديك در سينما بيشتر بر تنظيم و اركستراسيون تاكيد دارد و از همين طريق افه هاى صوتى خاصى توليد مى شود كه ملودى نيز جزء نه چندان مهم آنها است.در كارنامه احمد پژمان موسيقى بيد مجنون را نمى توان در كنار كارهاى موفق كارنامه او نظير كيميا (ساخته احمدرضا درويش) و بوى كافور، عطر ياس (ساخته بهمن فرمان آرا) قرار داد كه البته دلايل اين عدم موفقيت جدا از كيفيت خود فيلم نيست.«موسيقى كاراكتر» در سينما همواره يكى از مولفه هاى مهم در ساخت موسيقى فيلم بوده است. به اين معنا كه كاراكترهاى اصلى _ و كمتر فرعى - فيلم هر يك ممكن است داراى ملودى هايى خاص در صحنه هايى خاص باشند كه در بعضى لحظات و صحنه هاى اوج فيلم اين ملودى ها در بيان هدف سازنده اش به بيننده يارى مى رسانند. با اين همه و در عين تلاش پژمان در پرداختن به شخصيت يوسف كاراكتر رويا فاقد هويت كافى براى بيننده است. اين كمبود زمانى برجسته مى شود كه در سينما همواره كاراكترهاى دور و بر نقش اول فيلم هر يك توضيح دهنده وجه و پوسته اى از شخصيت او هستند.درست به همين دليل و به رغم بازى پرحجم رويا تيموريان در فيلم حضور او كمتر به چشم مى آيد. فيلمساز با تاكيد بر تداوم نوع راه رفتن يوسف به همان شيوه زمان نابينايى و تضاد چهره و سن و سالش با پرى _ دخترى كه عاشقش شده _ و همچنين آن زن داخل مترو سعى مى كند پاسخ هايى به بيننده بدهد كه البته هيچ يك كافى نيست. به همين دليل و دلايلى ديگر فيلم موقعى به صورت يك ماده خام به دست آهنگساز رسيده كه او كار چندانى از دستش برنمى آمده. صرف نظر از موسيقى فیلم تيتراژ ابتدايى، فيلم تا حدود بيست دقيقه فاقد موسيقى است. فقط يك موسيقى كوتاه در صحنه به زمين افتادن پرستويى در خانه و خيره شدن تيموريان به او مى شنويم. صدايى شبيه انفجار هواى متراكم و بدون تركش! كه سريع قطع مى شود. از اين «افكت - موسيقى» بارها در سينما استفاده شده و به دليل كوتاه بودنش به صورت كليشه اى بى آزار درآمده است.صداى كمانچه يكى از كاراكترهاى مهم موسيقى فیلم كم شخصيت پژمان براى بيد مجنون است، چرا كه حداقل در دو صحنه ديگر شنيده مى شود. يك بار در جايى كه يوسف اولين بار پس از بينا شدن پا به خانه مادرش عزيز (آفرين عبيسى) مى گذارد و صداى تار، كمانچه را همراهى مى كند و يوسف در حال نگاه كردن به عكس پدر مرحوم و برادر شهيدش است. ديگر در صحنه پايانى فيلم كه دوربين بر صفحه بريل _ در حالى كه مورچه اى با دانه دارد از روى آن عبور مى كند _ مكث مى كند كه در اين جا صداى كمانچه سلو را بر زمينه موسيقى فیلم مى شنويم. در نهايت وقتى از استفاده آهنگساز از صداى تار در يكى دو صحنه و همچنين تيتراژ پايانى صرف نظر كنيم، از به كار بردن كمانچه توسط او در سه صحنه به اهميت و تاكيد بر آن صحنه ها پى مى بريم. در واقع كارگردان و آهنگساز سعى كرده اند تا از ربط دادن اين چند صحنه به يكديگر و سكانس آخر حرف اصلى شان را اينگونه به تماشاگر منتقل كنند: گشوده شدن روزنه هايى جديد و چشم باز كردن بر دنيايى تازه، يادآورى هويت شخصيت اصلى به او از طريق مواجهه با خانه قديمى، مادر، پدر، برادر و نهايت سرخوردگى ناشى از اشتباه و در عين حال اميدوارى با تاكيد بر مورچه اى كه همچنان در حال كشاندن دانه است...كوششى كه البته به دلايل پيش گفته _ ساخت فيلم بر پايه فيلمنامه اى ضعيف _ نافرجام مانده است.

 

 

با اين همه آهنگساز در تك لحظه ها و سكانس هايى از فيلم به موفقيت دست يافته است. مانند زمان بندى موسيقى و ريتم آن در بعضى از صحنه ها نظير آنجا كه رويا در حال كار كردن در باغچه است و به موازات آن يوسف در اتاق خود دارد پيغام تلفنى پرى را مى شنود. در اين صحنه موسيقى به صورتى بريده بريده و در لحظاتى با سكوت ميان دو جمله موسيقايى تغيير حالت يوسف را نشان مى دهد. در پايان سكانس وقتى كه يوسف دارد نوار پيغام را با ولع مرور مى كند _ به نشانه غلبه او بر تضادهايش در دل بستن به دختر _ ديگر بريده بريده نيست.در صحنه هاى بعدى گردش يوسف و خيره شدنش به لباس فروشى ها و به موازات آن نگرانى رويا براى او موسيقى حالت پيانو _ فورته (آرام و ضعيف _ كوبنده و قوى) پيدا مى كند كه تاثيرگذار از كار درآمده است. به اينها اضافه كنيم استفاده از اورتور يكى از تصنيف هاى عليرضا افتخارى در صحنه پختن نذرى در خانه را _ البته فيلم از اين فرازوفرودها _ چه در موسيقى فیلم و چه در روايت داستان خيلى كم دارد. در بعضى صحنه ها نيز استفاده نكردن آگاهانه آهنگساز از موسيقى با سكوت يا پس از به پايان رسيدن قطعه بر حس و حال صحنه افزوده است. مثل اولين تلاقى نگاه هاى يوسف با مادر، همسر و دخترش در فرودگاه و يا برگزار كردن سكانس دزدى در مترو با نگاه _ و بدون ديالوگ _ به همراه افكت صداى قطار.ايرادى كه بر فيلمساز _ و نه آهنگساز _ وارد است استفاده هزارباره و به شدت كليشه اى از غرش رعد و بارش باران و در بعضى صحنه ها است.

نتيجه گيري

همانگونه كه شعار تبليغاتي فيلم نيز به مخاطبان داستانش را مي گويد(چو بيد بر سر ايمان خويش مي لرزم)  بيد مجنون روايت انسانهايي كه در طي مسير تكامل خود همواره مورد آزمايش قرار مي گيرند.يوسف هايي كه گاه در عين نابينايي همه چيز دارند و گاه در عين بينايي هيچ ندارند و ناگهان خود را تنها در ميان همه چيز و همه كس مي بينند.

بيد مجنون تلنگري است به ايمان ؛ همچون بادي كه در شاخه هاي بيد مي وزد تمايلات و خواهش هاي نفساني بر ايمان مي وزد و سبب مي شود كه هر روز بر اين اساس شناخت و جهان بيني قوي يا سست شود...

منابع

- عاملي، سعيدرضا (138۵)، معرفت شناسی و نظریه شناخت ، جزوه کلاسي درس مطالعات فلسفه رسانه های جمعی. دانشکده علوم اجتماعي. دانشگاه تهران.

www.30nema.com

www.iranoctor.com

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 12:52  توسط الهام عبادتی  | 



وای مكس در آینده بسیار نزدیك، اینترنت را در كنار شبكه مخابراتی قرار خواهد داد و چنان انقلابی را در این زمینه به وجود خواهد آورد كه روشن كردن اكثر كامپیوترهای قابل حمل، خانگی و یا خاص، مساوی با اتصال آنها به اینترنت باشد.

برای دسترسی به اینترنت، سه راه مطمئن و شناخته شده وجود دارد. اول دسترسی باند پهن (Broad Band) كه معمولاً مودم كابلی و DSL برای دسترسی خانگی و خطوط پرسرعت T۱ و T۳ برای ادارات مورد استفاده قرار می گیرد. دومین راه، دسترسی WiFi است كه كامپیوترهای رومیزی و به خصوص لپ تاپ ها می توانند در این روش، با استفاده از امواج رساننده داده های اینترنتی، با شبكه جهانی در ارتباط باشند. سومین راه، كه قطعاً در كشور ما معمول است نیز دسترسی از طریق خط تلفن (Dial up) است كه یك كاربر می تواند با شماره گیری یك خدمات دهنده اتصالات اینترنتی و اتصال به ISP ، با سرعتی به مراتب كمتر از دو روش گذشته و به همین ترتیب هزینه های مقرون به صرفه تر) با اینترنت در ارتباط باشد. دو روش پیشین نیز هر كدام در كنار مزایای مشهودی كه دارند واجد نقایصی هم هستند. مثلاً در روش های دسته بندی شده در دسترسی باند پهن مثل( T۱۳، T و( DSl هزینه بالای دسترسی و همچنین عدم امكان «حركت» برای كاربر نقص به شمار می آیند. همچنین در روش بی سیم WiFi كه در آن دسترسی نسبتاً سریع در مقایسه با Dialup به همراه امكان حركت متصل شونده فراهم شده است، برد كوتاه امواج و نیز سرعت پائین در مقایسه با T)۳ و( DSL خوشایند نیست.

 

     WiMAXچیست؟

WiMAX یك روش بی سیم فوق العاده سودمند و انقلابی در زمینه دسترسی تمامی كاربران (در هر سطحی) به اینترنت است. این نام از حروف اول كلمات Worldwide Intero Perability for Microwave Access گرفته شده و همانگونه كه از نام آن پیدا است، راه حلی برای دسترسی به اینترنت از طریق امواج مایكروویو است. طراحان و مهندسان این روش برآن هستند تا در آینده ای نزدیك، دسترسی بی حد و مرز به اینترنت را برای تمامی كاربران تا حد دسترسی به تلفن همراه آسان كنند و همانگونه كه اكنون در اغلب كشورهای جهان، داشتن و استفاده از یك تلفن قابل حمل، به پدیده ای معمولی بدل شده است، دسترسی آسان و نامحدود به مكان به اینترنت، برای همگان حاصل شود.

وای مكس در آینده بسیار نزدیك، اینترنت را در كنار شبكه مخابراتی قرار خواهد داد و چنان انقلابی را در این زمینه به وجود خواهد آورد كه روشن كردن اكثر كامپیوترهای قابل حمل، خانگی و یا خاص، مساوی با اتصال آنها به اینترنت باشد. این استاندارد از طرف IEEE معتبر شناخته شده و كد ۸۰۲.۱۶ از طرف این سازمان به آن اختصاص یافته است. ميلتون كينز اولين شهر انگليس  بود كه تحت پوشش شبكه باند وسيع بي‌سيم پرسرعت واي مكس(WiMax) قرار گرفت. به گزارش خبرگزاري رويترز شركت مخابراتي پايپكس(Pipex) در يك سرمايه‌گذاري مشترك با شركت اينتل قرار است بخش‌هاي از اين شهر را با تكنولوژي واي‌مكس، كه مشابه شبكه رايج واي‌في( WiFi)است،اما در فواصلي در حد كيلومتر و نه متر عمل مي‌كند، تحت پوشش قرار داد.  استيون جول رئيس تكنولوژي اطلاعات (IT) اين شهر مي‌گويد:" ميلتون كينز اولين مكاني در انگليس  بود كه از واي مكس در مقياس بزرگ استفاده كرد. سيگنال‌ها ابتدا به چند بخش‌ شهر فرستاده خواهد شد و تدريجا تمام آن تحت پوشش قرار خواهد گرفت.

كارشناسان اينترنت واي مكس را يكي از جايگزين‌هاي عمده شبكه‌هاي 3G مي‌دانند كه اوپراتورهاي تلفن همراه در سراسر اروپا در طول شش سال گذشته مجموعا 100 ميليارد يورو براي آنها پرداخته‎اند. شركت پايپكس گفته است كه تا سال 2008 در هشت شهر بريتانيا و پيش‌تر از بقيه در لندن و منچستر شبكه واي مكس را راه‌اندازي خواهد كرد.

  

روش كار وای مكس

وای مكس از نظر استفاده از امواج مایكروویو برای دسترسی مستقیم كاربران به اینترنت، تا حدود زیادی شبیه وای فای است، با این تفاوت كه سرعت آن بسیار بالاتر و برد آن به طور چشمگیری وسیع تر است به طوری كه سرعت آن را می توان با خطوط پرسرعت با پهنای باند وسیع (نظیر T۳ و( DSL) و برد امواج آن را با تلفن همراه مقایسه كرد. از نظر فراگیری شبكه نیز با هیچ كدام از مقیاس های شناخته شده شبكه قابل مقایسه نیست و حتی از مقیاس MAN كه برای شبكه های شهری به كار می رود و در حال حاضر بزرگترین مقیاس شبكه های یكپارچه است هم به مراتب وسیع تر است.

این سیستم از دو بخش كلی تشكیل می شود: اول برج وای مكس (WiMAX tower) كه بیشترین شباهت را به برج های مخابراتی دارد و قادر است تا شعاع ۸ هزار كیلومتر مربع را تحت پوشش خود بگیرد. دوم گیرنده وای مكس (WiMAX receiver) شامل آنتن گیرنده امواج مایكروویو كه می تواند برحسب موقعیت گیرنده از یك قطعه كوچك گیرنده WiFi در یك لپ تاپ تا گیرنده فرستنده داخلی در یك اداره متفاوت باشد.

برج وای مكس می تواند به طور مستقیم و با یك پهنای باند بالا (مثلاً خط T) با اینترنت در ارتباط باشد و امواج را به كاربران و یا برج بعدی انتقال دهد. با توجه به گستره بالای هر برج (۸ هزار كیلومتر مربع) با ایجاد برج های متعدد در انتهای محدوده تحت پوشش یك برج دیگر، می توان محدوده قابل توجهی را _ مشابه با سیستم تلفن همراه غیر ماهواره ای _ تحت پوشش قرار داد. كاربرانی كه هم اكنون از سیستم WiFi برای اتصال به اینترنت استفاده می كنند به خاطر تشابه استفاده از سیگنال ها، احتمالاً می توانند از WiMAX نیز استفاده كنند هرچند كه تجهیزات دریافت امواج وای مكس در حال حاضر متفاوت با وای فای است

 

چرا وای مكس بوجود آمد؟  

دسترسی «اینترنت بی سیم» هم اكنون از طریق تكنولوژی وای فای میسر است و ممكن است این سئوال به نظر برسد كه چه لزومی به ابداع یك تكنولوژی دیگر در این زمینه است. آیا اگر فقط مشكل برخی از اشكالات سیستم وای فای است، نمی توان با بهسازی این سیستم به همان چیزی كه وای مكس مدعی آن است دست یافت؟نگاهی به تفاوت های وای مكس و وای فای نشان می دهد كه به رغم تشابه این دو روش در استفاده از امواج مایكروویو برای تامین دسترسی اینترنت برای كاربران، وای مكس و وای فای دو سیستم جداگانه هستند.

وای فای اتصال بی سیم را با بردی كوتاه، حداكثر در حد محوطه یك فرودگاه، نمایشگاه یا كافی شاپ (نهایتاً در سطح ۶۵ كیلومتر مربع) برقرار می سازد. در حالی كه در وای مكس صحبت از اتصال بی سیم دست كم در حد یك شهركوچك است (چیزی در حدود هشت هزار كیلومتر مربع). گذشته از این حداكثر سرعتی كه تكنولوژی وای فای برای كاربران فراهم می كند، سرعت دانلود پنج مگابایت در ثانیه است و این در حالی است كه كاربران تكنولوژی وای مكس با سرعت شگفت انگیز ۵۰ تا ۱۰۰ مگابایت خواهند توانست داده ها را از اینترنت دانلود كنند (به این ترتیب امكان تماشای یك فیلم با كیفیت بالا از اینترنت- كه سرعتی حداقل برابر با ۱۰ مگابایت در ثانیه) نیاز دارد- برای كاربری كه در حال حركت با یك لپ تاپ است به راحتی ممكن خواهد بود.

تفاوت عمده دیگر وای مكس با وای فای و نیز روش های دسترسی با پهنای باند بالا، ارزان بودن آن است كه هرچند تا رسیدن به این مولفه به شدت مهم راه زیادی مانده است ولی یكی از اهداف طراحان آن است. «ارزان بودن» یا حتی «زیاد گران نبودن» چیزی است كه برآورده شدن آن می تواند تمام تكنولوژی های رقیب وای مكس را از میدان به در كند.

 

 

اینتل و وای مكس

  • در حال حاضر شركت اینتل بیشترین تمركز را بر روی وای مكس گرفته و مرتباً در حال توسعه این تكنولوژی است و در میان بیش از ۲۰۰ شركتی كه در مورد وای مكس در حال تحقیق و ابداع هستند پیشرو محسوب می شود.اینتل اعلام كرده لپ تاپ های سنترنیوی خود را با قابلیت وای مكس حداكثر تا سه سال دیگر به بازار خواهد فرستاد كه این از هم اكنون یك موفقیت برای تكنولوژی وای مكس محسوب می شود. این شركت همچنین اعلام كرده كه به همراه شركتی به نام كلیروایر (Clearwre) اقدامات بیشتری را برای دسترسی برخی كاربران محدود از طریق وای مكس فراهم خواهند كرد تا از هم اكنون تعداد كاربران این تكنولوژی رو به افزایش گذارد. هم اكنون اینتل برای سیستم وای مكس تجهیزاتی شاید مودم كابلی و یا دی اس ال در دست تهیه دارد كه سیگنال های پرسرعت بی سیم وای مكس را به بهترین شكل دریافت می كند.
  • مشكلات واي مكس
  • وای مكس در دو جا با مشكل روبه رو است. اول آن كه این سیستم بی حد و مرز می تواند امنیت دولت ها را به خطر اندازد و به همین خاطر از هم اكنون یك تهدید امنیتی برای حكومت ها به شمار می رود. از این رو، به موازات تامین لوازم تكنیكی آن مسائل حقوقی وای مكس نیز احتیاج به حل دارند. مسئله دوم تامین هزینه وای مكس است كه برای آن راهكار منسجم و مشخصی ارائه نشده است. آیا باید مانند تلفن همراه با آن برخورد كرد و از مشتركان هزینه اتصال را برحسب مدت دریافت كرد و یا همچون ISP های بیشتر كشورها، هزینه اشتراك ثابت از مشتری اخذ كرد؟ یا... پاسخ هرچه باشد از نظر كاربران زیاد مهم نیست. اگر «ارزان بودن» تامین شود!
  •    واي مكس در ايران
  • اولين شبكه "واي مكس" ‪ WI-Maxكه هم اكنون در حال نصب است، ارديبهشت ماه سال ‪ ۸۵راه اندازي شده است.به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از ایرنا، مسوول طرح شبكه واي مكس اينترنت پر سرعت  "بابك ارشد" افزود: سيستم "واي مكس" بدون ديد مستقيم در ‪ ۱۰سايت كه نقاط ‪ point Access(نقطه دسترسي) هستند نصب مي‌گردد و هر كدام تا ‪ ۲۲۰مشتري را به صورت همزمان سرويس داده و تا۴۸مگابيت در ثانيه امكان انتقال داده را فراهم مي‌كنند.
    وي اظهار داشت: با توجه به اينكه مودم‌هاي مشتريان نيز تا ‪ ۲۰مگابيت در ثانيه پهناي باند را در اين شبكه پشتيباني مي‌كند، در خصوص خدمات شبكه واي مكث تصريح كرد: ارائه اينترنت پرسرعت، ‪Voice ،VPN ،Video Over IP ‪ Over IPاز جمله مهمترين خدمات اين سيستم خواهد بود.
    ارشد ادامه داد: شبكه ايجاد شده "واي مكس" در مرحله اول داراي يك گيگابيت پهناي باند مي‌باشد و به پنج هزار مشترك در سراسر تهران سرويس ارائه خواهد كرد. وي با اشاره به اينكه اواخر سال ‪ ۸۵سيستم موبايل واي مكس نيز راه اندازي خواهد شد، گفت: اين سيستم به كاربران امكان مي‌دهد كه با لپ تاپ هاي خود بتوانند در تمامي سطح شهر تهران از اينترنت پرسرعت و با كيفيت بالا استفاده كنند       
  • فوايد استفاده از واي مكس در ايران
  • "بابك ارشد" اهميت اينترنت پرسرعت در كشور را افزايش مستمر و روزانه حجم و محتواي فضاي اينترنت، افزايش درخواستهاي الكترونيكي بر روي شبكه جهاني اينترنت شامل آموزش الكترونيكي، بانكداري الكترونيكي، تجارت الكترونيكي اعلام كرد.
    مسوول طرح شبكه واي مكس اينترنت پر سرعت يادآور شد: ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه حداكثر بودجه ماهانه يك خانوار براي استفاده از اينترنت از ‪ ۲۰تا ‪ ۳۰هزار تومان بيشتر نمي‌شود پس اينترنتي بايد ارائه دهيم كه قيمت پاييني داشته باشد.

 منابع

 

www.aftab.ir

www.iritn.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 17:29  توسط الهام عبادتی  | 



فلسفه جز شیوه تامل و اندیشیدن چه چیز می تواند باشد، و اندیشیدن نه آن قدرها

 در مورد آن چه درست و آن چه نادرست است،بلکه در مورد رابطه ما با

حقیقت.فلسفه شیوه  از خود پرسیدن است.(میشل فوکو)

فلسفه رسانه جمعی بر اساس گفتار فوکو می تواند بازاندیشیدن  و تامل کردن دوباره در باب رسانه های جمعی باشد.کشف لایه های پنهان حقیقت در رسانه ها و رابطه آن با سازمان ها و نهاد های دیگر اجتماعی.فلسفه رسانه جمعی کند و کاوی دوباره در نحوه نگرش ما به وسایل ارتباط جمعی است .

اما کلاس های دکتر عاملی

ترم گذشته علی رغم مشکلات زیادی که داشتم سعی کردم بیشترین وقتم را برای درسهای جهانی شدن و فضای مجازی بزارم.تجربه من از کلاسهای دکتر عاملی آموختن و آموخته به همراه کلی دردسر و بدبختی و گریه .حتی گاهی برای این آموختن اشک هم ریختم.به هر حال باید گفت آگاهی همیشه همراه با عذاب ناشی از آن بوده و هست.هر که آگاه تر رنجش بیشتر...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 17:12  توسط الهام عبادتی  | 




JavaScript Codes